معنی به فارسی

B2noun1K

برچسب

UK/["/tæɡ/"]/US/["/tæɡ/"]/

معنی Tag

یک تکه کوچک کاغذ، پارچه، پلاستیک و غیره که به چیزی وصل می‌شود تا آن را شناسایی کند یا اطلاعاتی درباره آن بدهد.

In simple words: A label or word used to identify something.

یک برچسب یا کلمه که برای شناسایی چیزی استفاده می‌شود.

Tag در یک جمله

  • He put name tags on all his shirts.او روی همه پیراهن‌هایش برچسب اسم زد.
  • a gift tag *(= tied to a present)*یک برچسب هدیه *(= که به یک کادو گره خورده است)*
  • The police use electronic tags to monitor the whereabouts of young offenders on probation.پلیس از برچسب‌های الکترونیکی برای نظارت بر محل اختفای مجرمان جوان تحت دوره آزمایشی استفاده می‌کند.
  • They are finally ready to drop the tag ‘the new Beatles’.آنها بالاخره آماده‌اند تا برچسب «بیتلز جدید» را کنار بگذارند.
  • The ‘lucky’ tag stuck for years.برچسب «خوش‌شانس» سال‌ها روی او ماند.
  • The president made several jokes in an attempt to shake off his ‘humourless’ tag.رئیس‌جمهور برای خلاص شدن از برچسب «بی‌مزه‌بودن» چند شوخی کرد.
  • the Latin tag ‘Si vis pacem, para bellum.’ *(= if you want peace, prepare for war)*برچسب لاتین «اگر صلح می‌خواهی، آماده جنگ باش.» *(= اگر می‌خواهی صلح داشته باشی، آماده جنگ شو)*

چطور از Tag استفاده کنیم

Commonly used in both physical and digital contexts. In informal speech, it can also refer to a game. Avoid in very formal writing.

معمولاً هم در دنیای واقعی و هم در دنیای دیجیتال استفاده می‌شود. در گفتار غیررسمی، می‌تواند به یک بازی هم اشاره داشته باشد. در نوشتار خیلی رسمی از آن اجتناب کنید.

Grammar pattern

tag + object

Memory hint

Think of 'tag' as in 'tag you're it!' in games.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Tag

Synonyms for Tag

Opposites of Tag

Common mistakes with Tag

  • Confused with 'bag' when spoken quickly.
  • Using 'tag' as a verb with incorrect objects, e.g. 'tag a friend with a book'.

Compare Tag with Label, Marker, Sign, Title

Tag appears in

Tag به زبان‌های دیگر

More words like Tag

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Tag جمله با
  • Tag معنی
  • Tag یعنی چه
  • Tag به فارسی
  • Tag تلفظ
  • Tag جمله برای
  • Tag به انگلیسی
  • ترجمه Tag

پرسش‌های پرتکرار درباره Tag

Tag یعنی چه؟

یک برچسب یا کلمه که برای شناسایی چیزی استفاده می‌شود.

معنی Tag به فارسی چیست؟

یک برچسب یا کلمه که برای شناسایی چیزی استفاده می‌شود.

تعریف Tag چیست؟

یک تکه کوچک کاغذ، پارچه، پلاستیک و غیره که به چیزی وصل می‌شود تا آن را شناسایی کند یا اطلاعاتی درباره آن بدهد.

چطور از Tag در یک جمله استفاده کنیم؟

He put name tags on all his shirts.

می‌توانی مثال دیگری از Tag بزنی؟

a gift tag *(= tied to a present)*

مترادف‌های Tag چیست؟

گزینه‌های رایج شامل label, marker, sign, title, identifier است.

متضاد Tag چیست؟

معناهای مخالف شامل untag, remove است.

چه واژه‌هایی با Tag می‌آیند؟

معمولاً با identification, identity, name, attach, put, remove, something carries a price tag of…, something has a price tag of… همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Tag چیست؟

Confused with 'bag' when spoken quickly. Using 'tag' as a verb with incorrect objects, e.g. 'tag a friend with a book'.

Tag چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/tæɡ/"]/, UK: /["/tæɡ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Tag استفاده کنم؟

معمولاً هم در دنیای واقعی و هم در دنیای دیجیتال استفاده می‌شود. در گفتار غیررسمی، می‌تواند به یک بازی هم اشاره داشته باشد. در نوشتار خیلی رسمی از آن اجتناب کنید.

سطح CEFR برای Tag چیست؟

"Tag" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.