معنی به فارسی
گیاه
معنی Plant
موجود زندهای که در خاک رشد میکنه و معمولاً ساقه، برگ و ریشه داره، مخصوصاً چیزی که از درخت یا بوته کوچکتره.
In simple words: A living thing that grows in the ground and has leaves.
یه موجود زنده که تو زمین رشد میکنه و برگ داره.
Plant در یک جمله
- I want to grow a plant in my garden.میخوام تو باغچهام یه گیاه بکارم.
- The plant in the corner needs more light.گیاه گوشه اتاق به نور بیشتری احتیاج داره.
- They decided to plant flowers in the backyard.تصمیم گرفتن تو حیاط گل بکارن.
- A coffee plant can take several years to grow.یه گیاه قهوه ممکنه چندین سال طول بکشه تا رشد کنه.
- He felt like a spy after he found the plant in the office.بعد از اینکه جاسوس رو تو اداره پیدا کرد، حس کرد خودش هم جاسوسه.
- The plant for a new factory was approved by the city.طرح احداث کارخانه جدید توسط شهرداری تصویب شد.
- She learned how to plant seeds in the soil.یاد گرفت چطور بذرها رو تو خاک بکاره.
- The engineer shared the plant for the new building design.مهندس، طرح طراحی ساختمان جدید رو به اشتراک گذاشت.
چطور از Plant استفاده کنیم
Use 'plant' when discussing gardening or nature. It's suitable in both casual and formal settings. Avoid using it in abstract discussions where the meaning may not be clear.
وقتی درباره باغبونی یا طبیعت حرف میزنی از کلمه «گیاه» استفاده کن. هم تو حرفای خودمونی هم رسمی مناسبه. سعی کن تو بحثهای انتزاعی که معنیش ممکنه واضح نباشه ازش استفاده نکنی.
Grammar pattern
plant + object
Memory hint
Think of a 'plant' as something you need to 'plant' in the soil.
واژههای مرتبط
Collocations with Plant
Synonyms for Plant
- vegetation
- flora
- shrub
- bush
Opposites of Plant
- weed
- pest
Common mistakes with Plant
- Confused with 'plan' - they have different meanings.
- Using it as a verb without an object (e.g., 'I plant' instead of 'I plant a tree').
Plant appears in
More words like Plant
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Plant جمله با
- Plant معنی
- Plant یعنی چه
- Plant به فارسی
- Plant تلفظ
- Plant جمله برای
- Plant به انگلیسی
- ترجمه Plant
پرسشهای پرتکرار درباره Plant
Plant یعنی چه؟
یه موجود زنده که تو زمین رشد میکنه و برگ داره.
معنی Plant به فارسی چیست؟
یه موجود زنده که تو زمین رشد میکنه و برگ داره.
تعریف Plant چیست؟
موجود زندهای که در خاک رشد میکنه و معمولاً ساقه، برگ و ریشه داره، مخصوصاً چیزی که از درخت یا بوته کوچکتره.
چطور از Plant در یک جمله استفاده کنیم؟
I want to grow a plant in my garden.
میتوانی مثال دیگری از Plant بزنی؟
The plant in the corner needs more light.
مترادفهای Plant چیست؟
گزینههای رایج شامل vegetation, flora, shrub, bush است.
متضاد Plant چیست؟
معناهای مخالف شامل weed, pest است.
چه واژههایی با Plant میآیند؟
معمولاً با delicate, wild, native, cultivate, grow, water, develop, grow, flourish, roots, growth, life, industrial, assembly, manufacturing, build, manage, run, produce something, manager همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Plant چیست؟
Confused with 'plan' - they have different meanings. Using it as a verb without an object (e.g., 'I plant' instead of 'I plant a tree').
Plant چطور تلفظ میشود؟
US: /["/plænt/"]/, UK: /["/plɑːnt/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Plant استفاده کنم؟
وقتی درباره باغبونی یا طبیعت حرف میزنی از کلمه «گیاه» استفاده کن. هم تو حرفای خودمونی هم رسمی مناسبه. سعی کن تو بحثهای انتزاعی که معنیش ممکنه واضح نباشه ازش استفاده نکنی.
سطح CEFR برای Plant چیست؟
"Plant" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.








