معنی به فارسی

A1noun1K

تخم‌مرغ

UK/["/eɡ/"]/US/["/eɡ/"]/

معنی Egg

یک شی oval کوچک با پوسته سخت نازک که توسط یک پرنده ماده تولید می‌شود و حاوی یک پرنده جوان است؛ شی مشابهی (بدون پوسته سخت) که توسط یک ماهی، حشره و غیره ماده تولید می‌شود.

In simple words: A round object laid by birds, often used as food.

یک شی گرد که توسط پرندگان گذاشته می‌شود و معمولاً به عنوان غذا استفاده می‌شود.

Egg در یک جمله

  • I like to have an egg for breakfast every morning.من هر صبح دوست دارم یک تخم‌مرغ برای صبحانه بخورم.
  • She carefully placed the egg in the basket.او به آرامی تخم‌مرغ را در سبد گذاشت.
  • The recipe calls for one large egg and some flour.دستور پخت یک تخم‌مرغ بزرگ و کمی آرد می‌خواهد.
  • The bird laid an egg in the nest.پرنده یک تخم‌مرغ در آشیانه گذاشت.
  • He accidentally broke the egg while cooking.او به طور تصادفی تخم‌مرغ را در حین پخت شکست.

چطور از Egg استفاده کنیم

Commonly used in cooking and food discussions. Appropriate in casual and formal contexts, but may not be ideal in very technical or scientific discussions without context.

به طور معمول در آشپزی و بحث‌های غذایی استفاده می‌شود. در زمینه‌های غیررسمی و رسمی مناسب است، اما ممکن است در بحث‌های بسیار فنی یا علمی بدون زمینه ایده‌آل نباشد.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of an egg in a nest — round, smooth, and often used in breakfast dishes.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Egg

Synonyms for Egg

  • ovum

Opposites of Egg

Common mistakes with Egg

  • Confused with 'eggs' when referring to a single egg.
  • Mispronounced as 'egg' instead of the correct pronunciation.
  • Used in plural form when context requires the singular.

Egg appears in

Egg به زبان‌های دیگر

More words like Egg

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Egg جمله با
  • Egg معنی
  • Egg یعنی چه
  • Egg به فارسی
  • Egg تلفظ
  • Egg جمله برای
  • Egg به انگلیسی
  • ترجمه Egg

پرسش‌های پرتکرار درباره Egg

Egg یعنی چه؟

یک شی گرد که توسط پرندگان گذاشته می‌شود و معمولاً به عنوان غذا استفاده می‌شود.

معنی Egg به فارسی چیست؟

یک شی گرد که توسط پرندگان گذاشته می‌شود و معمولاً به عنوان غذا استفاده می‌شود.

تعریف Egg چیست؟

یک شی oval کوچک با پوسته سخت نازک که توسط یک پرنده ماده تولید می‌شود و حاوی یک پرنده جوان است؛ شی مشابهی (بدون پوسته سخت) که توسط یک ماهی، حشره و غیره ماده تولید می‌شود.

چطور از Egg در یک جمله استفاده کنیم؟

I like to have an egg for breakfast every morning.

می‌توانی مثال دیگری از Egg بزنی؟

She carefully placed the egg in the basket.

مترادف‌های Egg چیست؟

گزینه‌های رایج شامل ovum است.

متضاد Egg چیست؟

معناهای مخالف شامل chicken, hen, rooster است.

چه واژه‌هایی با Egg می‌آیند؟

معمولاً با fresh, bad, rotten, clutch, box, carton, lay, produce, deposit, hatch, break, crack, shell, white, yolk, the white of an egg, the yolk of an egg, bacon and eggs, fresh, bad, rotten, clutch, box, carton, lay, produce, deposit, hatch, break, crack, shell, white, yolk, the white of an egg, the yolk of an egg, bacon and eggs, fertilized, unfertilized, donor, fertilize, produce, release, donor, donation, removal, the nucleus of an egg همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Egg چیست؟

Confused with 'eggs' when referring to a single egg. Mispronounced as 'egg' instead of the correct pronunciation. Used in plural form when context requires the singular.

Egg چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/eɡ/"]/, UK: /["/eɡ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Egg استفاده کنم؟

به طور معمول در آشپزی و بحث‌های غذایی استفاده می‌شود. در زمینه‌های غیررسمی و رسمی مناسب است، اما ممکن است در بحث‌های بسیار فنی یا علمی بدون زمینه ایده‌آل نباشد.

سطح CEFR برای Egg چیست؟

"Egg" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.