معنی به فارسی

2K

هچ کردن، بیرون آمدن از تخم، طرح ریختن

UK//hætʃ//US//hætʃ//

معنی Hatch

To emerge from an egg; also to devise or invent a plan.

بیرون آمدن از تخم؛ همچنین طرح‌ریزی یا اختراع کردن یک نقشه.

In simple words: To create or bring something out from an egg.

بیرون آمدن از تخم یا خلق کردن چیزی.

Hatch در یک جمله

  • The chicks will hatch in about 21 days.جوجه‌ها حدوداً ۲۱ روز دیگر از تخم بیرون می‌آیند.
  • The scientist hopes to hatch a new plan for the research project.دانشمند امیدوار است که یک طرح جدید برای پروژه تحقیقاتی بریزد.
  • The eggs began to hatch as the temperature rose.با بالا رفتن دما، تخم‌ها شروع به جوجه شدن کردند.
  • They hatch their ideas during brainstorming sessions.آنها ایده‌هایشان را در جلسات طوفان فکری طرح‌ریزی می‌کنند.
  • In spring, many birds will hatch their eggs.در بهار، بسیاری از پرندگان تخم‌های خود را جوجه‌دار خواهند کرد.
  • She decided to hatch an ambitious plan for the event.او تصمیم گرفت یک طرح جاه‌طلبانه برای این رویداد بریزد.

چطور از Hatch استفاده کنیم

Used in both formal and everyday contexts. In informal speech, it may refer to plans or ideas that 'hatch' or develop.

هم در متن‌های رسمی و هم در مکالمات روزمره استفاده می‌شود. در گفتار غیررسمی، ممکن است به طرح‌ها یا ایده‌هایی اشاره کند که «هچ» می‌شوند یا رشد می‌کنند.

Grammar pattern

hatch + object

Memory hint

Think of a chicken 'hatching' out of an egg.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Hatch

  • hatch an idea
  • hatch a plan
  • hatch from an egg
  • hatch out of
  • hatchling baby

Opposites of Hatch

Common mistakes with Hatch

  • Confused with 'catch' or 'match'
  • Using 'hatched' incorrectly for non-egg related contexts
  • Omitting the subject when using in passive voice

Compare Hatch with Emerge, Devise, Create, Invent, Produce

Hatch appears in

More words like Hatch

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Hatch جمله با
  • Hatch معنی
  • Hatch یعنی چه
  • Hatch به فارسی
  • Hatch تلفظ
  • Hatch جمله برای
  • Hatch به انگلیسی
  • ترجمه Hatch

پرسش‌های پرتکرار درباره Hatch

Hatch یعنی چه؟

بیرون آمدن از تخم یا خلق کردن چیزی.

معنی Hatch به فارسی چیست؟

بیرون آمدن از تخم یا خلق کردن چیزی.

تعریف Hatch چیست؟

بیرون آمدن از تخم؛ همچنین طرح‌ریزی یا اختراع کردن یک نقشه.

چطور از Hatch در یک جمله استفاده کنیم؟

The chicks will hatch in about 21 days.

می‌توانی مثال دیگری از Hatch بزنی؟

The scientist hopes to hatch a new plan for the research project.

مترادف‌های Hatch چیست؟

گزینه‌های رایج شامل emerge, devise, create, invent, produce است.

متضاد Hatch چیست؟

معناهای مخالف شامل close, seal است.

چه واژه‌هایی با Hatch می‌آیند؟

معمولاً با hatch an idea, hatch a plan, hatch from an egg, hatch out of, hatchling baby همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Hatch چیست؟

Confused with 'catch' or 'match' Using 'hatched' incorrectly for non-egg related contexts Omitting the subject when using in passive voice

Hatch چطور تلفظ می‌شود؟

US: //hætʃ//, UK: //hætʃ//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Hatch استفاده کنم؟

هم در متن‌های رسمی و هم در مکالمات روزمره استفاده می‌شود. در گفتار غیررسمی، ممکن است به طرح‌ها یا ایده‌هایی اشاره کند که «هچ» می‌شوند یا رشد می‌کنند.