معنی به فارسی

C1verbinformal2K

سیلی زدن، کوبیدن

UK/["/slæp/","/slæps/","/slæpt/","/ˈslæpɪŋ/"]/US/["/slæp/","/slæps/","/slæpt/","/ˈslæpɪŋ/"]/

معنی Slap

to hit somebody/something with the flat part of your hand

کسی یا چیزی را با کف دست زدن

In simple words: to hit someone or something with your hand quickly

کسی یا چیزی را با دست به سرعت زدن

Slap در یک جمله

  • She gave him a slap on the cheek to express her anger.او برای ابراز خشمش سیلی‌ای به گونه‌اش زد.
  • During the play, the actor delivered a slap that echoed through the theater.در طول نمایش، بازیگر سیلی‌ای زد که در سراسر سالن صدا کرد.
  • He decided to slap the bumper sticker onto his car without much thought.او تصمیم گرفت بدون فکر زیاد برچسب سپر را روی ماشینش بکوبد.
  • The chef will slap the dough flat before rolling it out.سرآشپز قبل از پهن کردن خمیر، آن را صاف خواهد کوبید.
  • You shouldn’t slap someone just because you’re upset.فقط به خاطر اینکه ناراحت هستی نباید کسی را بزنی.
  • The company slapped a new tax on imported goods unexpectedly.این شرکت به طور غیرمنتظره‌ای مالیات جدیدی بر کالاهای وارداتی وضع کرد.
  • She had to slap a quick solution together to fix the leaking pipe.او مجبور شد یک راه‌حل سریع برای رفع نشتی لوله پیدا کند.
  • He heard the slap of the ball against the bat during the game.صدای برخورد توپ به چوب را در طول بازی شنید.

چطور از Slap استفاده کنیم

Used in casual contexts; can refer to hitting playfully or angrily. Avoid in formal situations or when discussing violence. Often used in comedic or light-hearted scenarios.

در موقعیت‌های غیررسمی استفاده می‌شود؛ می‌تواند به معنی زدن دوستانه یا عصبانی باشد. در موقعیت‌های رسمی یا هنگام صحبت در مورد خشونت از آن اجتناب کنید. اغلب در سناریوهای کمدی یا سبک‌دلانه استفاده می‌شود.

Grammar pattern

slap + object

Memory hint

Sounds like 'slap' — imagine a hand quickly coming down on a cheek.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Slap

Synonyms for Slap

  • smack

Opposites of Slap

Common mistakes with Slap

  • Confused with 'slapstick' — they are related but different.
  • Using 'slap' without an object, e.g., 'I slap' instead of 'I slap him.'
  • Mixing it up with 'smack', which can have a slightly different connotation.

Slap appears in

Slap به زبان‌های دیگر

More words like Slap

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Slap جمله با
  • Slap معنی
  • Slap یعنی چه
  • Slap به فارسی
  • Slap تلفظ
  • Slap جمله برای
  • Slap به انگلیسی
  • ترجمه Slap

پرسش‌های پرتکرار درباره Slap

Slap یعنی چه؟

کسی یا چیزی را با دست به سرعت زدن

معنی Slap به فارسی چیست؟

کسی یا چیزی را با دست به سرعت زدن

تعریف Slap چیست؟

کسی یا چیزی را با کف دست زدن

چطور از Slap در یک جمله استفاده کنیم؟

She gave him a slap on the cheek to express her anger.

می‌توانی مثال دیگری از Slap بزنی؟

During the play, the actor delivered a slap that echoed through the theater.

مترادف‌های Slap چیست؟

گزینه‌های رایج شامل smack است.

متضاد Slap چیست؟

معناهای مخالف شامل caress, hug, embrace است.

چه واژه‌هایی با Slap می‌آیند؟

معمولاً با hard, gently, lightly, across, on, slap somebody in the face همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Slap چیست؟

Confused with 'slapstick' — they are related but different. Using 'slap' without an object, e.g., 'I slap' instead of 'I slap him.' Mixing it up with 'smack', which can have a slightly different connotation.

Slap چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/slæp/","/slæps/","/slæpt/","/ˈslæpɪŋ/"]/, UK: /["/slæp/","/slæps/","/slæpt/","/ˈslæpɪŋ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

Slap رسمی است یا غیررسمی؟

"Slap" غیررسمی است، پس برای گفت‌وگوهای خودمانی با دوستان و خانواده مناسب است.

چه زمانی باید از Slap استفاده کنم؟

در موقعیت‌های غیررسمی استفاده می‌شود؛ می‌تواند به معنی زدن دوستانه یا عصبانی باشد. در موقعیت‌های رسمی یا هنگام صحبت در مورد خشونت از آن اجتناب کنید. اغلب در سناریوهای کمدی یا سبک‌دلانه استفاده می‌شود.

سطح CEFR برای Slap چیست؟

"Slap" در سطح C1 از مقیاس CEFR قرار دارد.