معنی به فارسی

A1adjective1K

سخت، دشوار

UK/["/hɑːd/"]/US/["/hɑːrd/"]/

معنی Hard

انجام دادن، فهمیدن یا پاسخ دادن به چیزی که آسان نیست.

In simple words: Not easy; needing a lot of effort.

کاری که راحت نیست و به تلاش زیادی نیاز دارد.

Hard در یک جمله

  • The exam was very hard, and I struggled to answer all the questions.امتحان خیلی سخت بود و من برای پاسخ دادن به همه سوالات به زحمت افتادم.
  • She has a hard exterior, but she is kind on the inside.او ظاهری سرسخت دارد، اما در درون مهربان است.
  • It is hard to believe that he finished the project on time.باور کردنش سخت است که او پروژه را به موقع تمام کرد.
  • The ground was hard after months without rain.زمین بعد از ماه‌ها بدون باران سفت شده بود.
  • He works hard every day to provide for his family.او هر روز سخت کار می‌کند تا خرج خانواده‌اش را تأمین کند.

چطور از Hard استفاده کنیم

Used to describe tasks or situations that require great effort or are difficult to understand. It can be used in both formal and informal settings, but may sound more informal in phrases like 'hard as nails'.

برای توصیف کارهایی که به تلاش زیاد نیاز دارند یا فهمشان سخت است استفاده می‌شود. هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد، اما در عباراتی مثل 'hard as nails' (خیلی سرسخت) ممکن است غیررسمی‌تر به نظر برسد.

Grammar pattern

hard + verb (e.g. work hard)

Memory hint

Think of a 'hard rock' — tough, unyielding, and needing effort to break.

واژه‌های مرتبط

Synonyms for Hard

Opposites of Hard

Common mistakes with Hard

  • 'Hard' often confused with 'hardly', which means 'barely'.
  • Using 'hard' where 'hardy' (meaning strong) is intended.
  • Misplacing 'hard' in phrasal verbs, e.g., saying 'hard to give up' instead of 'hard to let go'.

Hard appears in

Hard به زبان‌های دیگر

More words like Hard

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Hard جمله با
  • Hard معنی
  • Hard یعنی چه
  • Hard به فارسی
  • Hard تلفظ
  • Hard جمله برای
  • Hard به انگلیسی
  • ترجمه Hard

پرسش‌های پرتکرار درباره Hard

Hard یعنی چه؟

کاری که راحت نیست و به تلاش زیادی نیاز دارد.

معنی Hard به فارسی چیست؟

کاری که راحت نیست و به تلاش زیادی نیاز دارد.

تعریف Hard چیست؟

انجام دادن، فهمیدن یا پاسخ دادن به چیزی که آسان نیست.

چطور از Hard در یک جمله استفاده کنیم؟

The exam was very hard, and I struggled to answer all the questions.

می‌توانی مثال دیگری از Hard بزنی؟

She has a hard exterior, but she is kind on the inside.

مترادف‌های Hard چیست؟

گزینه‌های رایج شامل tough است.

متضاد Hard چیست؟

معناهای مخالف شامل easy, soft, gentle است.

چه واژه‌هایی با Hard می‌آیند؟

معمولاً با be, look, seem, extremely, fairly, very, be, look, seem, extremely, fairly, very, be, feel, look, extremely, fairly, very, rock hard همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Hard چیست؟

'Hard' often confused with 'hardly', which means 'barely'. Using 'hard' where 'hardy' (meaning strong) is intended. Misplacing 'hard' in phrasal verbs, e.g., saying 'hard to give up' instead of 'hard to let go'.

Hard چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/hɑːrd/"]/, UK: /["/hɑːd/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Hard استفاده کنم؟

برای توصیف کارهایی که به تلاش زیاد نیاز دارند یا فهمشان سخت است استفاده می‌شود. هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد، اما در عباراتی مثل 'hard as nails' (خیلی سرسخت) ممکن است غیررسمی‌تر به نظر برسد.

سطح CEFR برای Hard چیست؟

"Hard" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.