معنی به فارسی

A2noun2K

اسکی

UK/["/skiː/"]/US/["/skiː/"]/

معنی Ski

one of a pair of long narrow pieces of wood, metal or plastic that you attach to boots so that you can move smoothly over snow

یک جفت تخته بلند و باریک از جنس چوب، فلز یا پلاستیک که به کفش وصل می‌شود تا بتوانید روی برف سُر بخورید.

In simple words: To move over snow on long shoes called skis.

با استفاده از کفش‌های بلندی به نام اسکی روی برف حرکت کردن.

Ski در یک جمله

  • a pair of skisیک جفت اسکی
  • All skis should be waxed on a frequent basis.تمام اسکی‌ها باید به طور مرتب واکس زده شوند.
  • The children go to school on skis.بچه‌ها با اسکی به مدرسه می‌روند.

چطور از Ski استفاده کنیم

Use 'ski' when describing the activity of sliding on snow. Appropriate in leisure and sports contexts. Avoid in formal settings where snow sports are irrelevant.

وقتی می‌خواهید درباره فعالیت سُر خوردن روی برف صحبت کنید، از کلمه 'اسکی' استفاده کنید. هم در موقعیت‌های تفریحی و هم ورزشی مناسب است. در محیط‌های رسمی که ورزش‌های برفی بی‌ربط هستند، از آن اجتناب کنید.

Grammar pattern

ski + object (e.g., ski slopes, ski resorts)

Memory hint

Sounds like 'sky' – imagine gliding down snowy hills under a blue sky.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Ski

Synonyms for Ski

Opposites of Ski

Common mistakes with Ski

  • Confusing 'ski' with 'skate' (ice skating).
  • Using 'ski' as a noun without proper context.
  • Incorrectly conjugating 'ski' in past tense (should be 'skied').

Ski appears in

Ski به زبان‌های دیگر

More words like Ski

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Ski جمله با
  • Ski معنی
  • Ski یعنی چه
  • Ski به فارسی
  • Ski تلفظ
  • Ski جمله برای
  • Ski به انگلیسی
  • ترجمه Ski

پرسش‌های پرتکرار درباره Ski

Ski یعنی چه؟

با استفاده از کفش‌های بلندی به نام اسکی روی برف حرکت کردن.

معنی Ski به فارسی چیست؟

با استفاده از کفش‌های بلندی به نام اسکی روی برف حرکت کردن.

تعریف Ski چیست؟

یک جفت تخته بلند و باریک از جنس چوب، فلز یا پلاستیک که به کفش وصل می‌شود تا بتوانید روی برف سُر بخورید.

چطور از Ski در یک جمله استفاده کنیم؟

a pair of skis

می‌توانی مثال دیگری از Ski بزنی؟

All skis should be waxed on a frequent basis.

مترادف‌های Ski چیست؟

گزینه‌های رایج شامل snowboard, glide, slide است.

متضاد Ski چیست؟

معناهای مخالف شامل stop, freeze است.

چه واژه‌هایی با Ski می‌آیند؟

معمولاً با alpine, backcountry, cross-country, pair, put on, remove, take off, pole, stick, boot, on skis همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Ski چیست؟

Confusing 'ski' with 'skate' (ice skating). Using 'ski' as a noun without proper context. Incorrectly conjugating 'ski' in past tense (should be 'skied').

Ski چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/skiː/"]/, UK: /["/skiː/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Ski استفاده کنم؟

وقتی می‌خواهید درباره فعالیت سُر خوردن روی برف صحبت کنید، از کلمه 'اسکی' استفاده کنید. هم در موقعیت‌های تفریحی و هم ورزشی مناسب است. در محیط‌های رسمی که ورزش‌های برفی بی‌ربط هستند، از آن اجتناب کنید.

سطح CEFR برای Ski چیست؟

"Ski" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.