معنی به فارسی

A1noun1K

موش

UK/["/maʊs/","/maɪs/"]/US/["/maʊs/","/maɪs/"]/

معنی Mouse

یک حیوان کوچک که پوشیده از مو است و دمی بلند و نازک دارد. موش‌ها در مزارع، در خانه‌های مردم یا جایی که غذا ذخیره شده زندگی می‌کنند.

In simple words: A small rodent with a long tail, often kept as a pet or used in experiments.

یک جوندۀ کوچک با دمی بلند که معمولاً به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شود یا در آزمایش‌ها استفاده می‌شود.

Mouse در یک جمله

  • The mouse scurried across the floor.موش به سرعت از روی زمین عبور کرد.
  • I saw a gray mouse in the kitchen.من یک موش خاکستری در آشپزخانه دیدم.
  • He used the mouse to click on the pictures on his computer.او از موش برای کلیک کردن روی تصاویر کامپیوترش استفاده کرد.
  • She has a pet mouse that she named Whiskers.او یک موش خانگی دارد که نامش را ویسکرز گذاشته.
  • The cat chased the mouse around the room.گربه موش را در اتاق دنبال کرد.

چطور از Mouse استفاده کنیم

Use 'mouse' when referring to the animal or the computer device. Avoid using it in very formal contexts when you mean the animal; instead, use 'rodent.'

از 'موش' برای اشاره به حیوان یا دستگاه کامپیوتر استفاده کنید. در مواقع خیلی رسمی وقتی منظور شما حیوان است، بهتر است از 'جوندگان' استفاده کنید.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of a tiny creature that squeaks and scurries, like a little 'house mouse'.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Mouse

Synonyms for Mouse

  • rodent
  • critter
  • pest
  • pet

Opposites of Mouse

Common mistakes with Mouse

  • Confused with 'mice' when talking about more than one.
  • Using 'mouse' to refer exclusively to the computer device in all contexts.

Mouse appears in

Mouse به زبان‌های دیگر

More words like Mouse

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Mouse جمله با
  • Mouse معنی
  • Mouse یعنی چه
  • Mouse به فارسی
  • Mouse تلفظ
  • Mouse جمله برای
  • Mouse به انگلیسی
  • ترجمه Mouse

پرسش‌های پرتکرار درباره Mouse

Mouse یعنی چه؟

یک جوندۀ کوچک با دمی بلند که معمولاً به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شود یا در آزمایش‌ها استفاده می‌شود.

معنی Mouse به فارسی چیست؟

یک جوندۀ کوچک با دمی بلند که معمولاً به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شود یا در آزمایش‌ها استفاده می‌شود.

تعریف Mouse چیست؟

یک حیوان کوچک که پوشیده از مو است و دمی بلند و نازک دارد. موش‌ها در مزارع، در خانه‌های مردم یا جایی که غذا ذخیره شده زندگی می‌کنند.

چطور از Mouse در یک جمله استفاده کنیم؟

The mouse scurried across the floor.

می‌توانی مثال دیگری از Mouse بزنی؟

I saw a gray mouse in the kitchen.

مترادف‌های Mouse چیست؟

گزینه‌های رایج شامل rodent, critter, pest, pet است.

متضاد Mouse چیست؟

معناهای مخالف شامل elephant, cat است.

چه واژه‌هایی با Mouse می‌آیند؟

معمولاً با deer, field, house, chase, catch, kill, squeak, run, scurry, droppings, hole, trap, as quiet as a mouse, optical, wireless, click, double-click, use, button, click, cursor, with the mouse همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Mouse چیست؟

Confused with 'mice' when talking about more than one. Using 'mouse' to refer exclusively to the computer device in all contexts.

Mouse چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/maʊs/","/maɪs/"]/, UK: /["/maʊs/","/maɪs/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Mouse استفاده کنم؟

از 'موش' برای اشاره به حیوان یا دستگاه کامپیوتر استفاده کنید. در مواقع خیلی رسمی وقتی منظور شما حیوان است، بهتر است از 'جوندگان' استفاده کنید.

سطح CEFR برای Mouse چیست؟

"Mouse" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.