معنی به فارسی

A1noun1K

پا

UK/["/leɡ/","/ˈleɡɪd//leɡd/"]/US/["/leɡ/","/ˈleɡɪd//leɡd/"]/

معنی Leg

یکی از قسمت‌های بلند بدن که پاها را به بقیه بدن وصل می‌کند.

In simple words: The part of the body that allows you to stand and walk.

قسمتی از بدن که با آن می‌ایستیم و راه می‌رویم.

Leg در یک جمله

  • She injured her leg while playing soccer.او هنگام فوتبال بازی کردن پایش را مصدوم کرد.
  • The table has a wobbly leg that needs fixing.میز یک پایه لق دارد که باید درست شود.
  • He is training for a leg workout at the gym.او در حال تمرین برای تمرینات پا در باشگاه است.
  • The leg of the chair broke during the party.پایه صندلی در طول مهمانی شکست.
  • My leg feels tired after a long walk.پایم بعد از یک پیاده‌روی طولانی خسته است.

چطور از Leg استفاده کنیم

Used in both formal and informal contexts. Commonly used in parts of the body discussions and sports contexts. Not typically used metaphorically.

هم در متن‌های رسمی و هم غیررسمی استفاده می‌شود. معمولاً در بحث‌های مربوط به اعضای بدن و ورزش کاربرد دارد. معمولاً به صورت استعاری استفاده نمی‌شود.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of 'leg' as the part that keeps you 'legging it' — running fast!

واژه‌های مرتبط

Collocations with Leg

Synonyms for Leg

  • section, stage

Opposites of Leg

Common mistakes with Leg

  • Confused with 'leg' as a term for leg of a table or furniture
  • Using 'legs' when referring to the body part generally, not specifying number
  • Mistaking 'leg' for similar-sounding words like 'lag'

Leg appears in

Leg به زبان‌های دیگر

More words like Leg

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Leg جمله با
  • Leg معنی
  • Leg یعنی چه
  • Leg به فارسی
  • Leg تلفظ
  • Leg جمله برای
  • Leg به انگلیسی
  • ترجمه Leg

پرسش‌های پرتکرار درباره Leg

Leg یعنی چه؟

قسمتی از بدن که با آن می‌ایستیم و راه می‌رویم.

معنی Leg به فارسی چیست؟

قسمتی از بدن که با آن می‌ایستیم و راه می‌رویم.

تعریف Leg چیست؟

یکی از قسمت‌های بلند بدن که پاها را به بقیه بدن وصل می‌کند.

چطور از Leg در یک جمله استفاده کنیم؟

She injured her leg while playing soccer.

می‌توانی مثال دیگری از Leg بزنی؟

The table has a wobbly leg that needs fixing.

مترادف‌های Leg چیست؟

گزینه‌های رایج شامل section, stage است.

متضاد Leg چیست؟

معناهای مخالف شامل arm, head است.

چه واژه‌هایی با Leg می‌آیند؟

معمولاً با left, right, front, pair, bend, brace, straighten, move, flail, kick, exercise, muscle, cramp, between the/​your legs, in the leg, on the/​your leg, your leg in a cast, your leg in plaster, pant, trouser, pull up, roll up, roll down, long in the leg, short in the leg, first, second, etc., on the… leg همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Leg چیست؟

Confused with 'leg' as a term for leg of a table or furniture Using 'legs' when referring to the body part generally, not specifying number Mistaking 'leg' for similar-sounding words like 'lag'

Leg چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/leɡ/","/ˈleɡɪd//leɡd/"]/, UK: /["/leɡ/","/ˈleɡɪd//leɡd/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Leg استفاده کنم؟

هم در متن‌های رسمی و هم غیررسمی استفاده می‌شود. معمولاً در بحث‌های مربوط به اعضای بدن و ورزش کاربرد دارد. معمولاً به صورت استعاری استفاده نمی‌شود.

سطح CEFR برای Leg چیست؟

"Leg" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.