معنی به فارسی

B2noun1K

تصادف کردن، سقوط کردن، برخورد کردن

UK/["/kræʃ/"]/US/["/kræʃ/"]/

معنی Crash

یه اتفاق ناگهانی که توش یه وسیله نقلیه با یه چیز دیگه برخورد می‌کنه، معمولاً باعث خسارت می‌شه و اغلب سرنشین‌ها رو زخمی یا حتی می‌کشه.

In simple words: To hit something with a lot of force.

با شدت زیاد به چیزی برخورد کردن.

Crash در یک جمله

  • The car made a loud noise when it crashed into the tree.ماشین موقع برخورد با درخت صدای بلندی داد.
  • There was a crash on the highway that caused a major traffic jam.یه تصادف تو اتوبان باعث ترافیک سنگین شد.
  • He experienced a sudden crash in his energy levels after the long meeting.
  • The stock market faced a significant crash last year.
  • During the programming contest, a crash in the software disrupted the competition.

چطور از Crash استفاده کنیم

Use 'crash' in contexts related to accidents, especially with vehicles. It can also refer to breaking noises or technical failures. Avoid using it in formal writing.

کلمه 'crash' رو در مورد تصادف‌ها، مخصوصاً تصادف‌های ماشینی استفاده کن. می‌تونه به صداهای شکستن یا مشکلات فنی هم اشاره کنه. تو نوشته‌های رسمی ازش استفاده نکن.

Grammar pattern

crash + object

Memory hint

Think of a 'crash' as a loud noise, like two cars colliding.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Crash

Synonyms for Crash

Opposites of Crash

Common mistakes with Crash

  • Confusing 'crash' with 'smash'; 'crash' implies a collision.
  • Using 'crash' in passive form incorrectly, like 'was crashed by'
  • Mixing up the noun and verb forms, saying 'the crash of car' instead of 'the car crash'

Crash appears in

Crash به زبان‌های دیگر

More words like Crash

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Crash جمله با
  • Crash معنی
  • Crash یعنی چه
  • Crash به فارسی
  • Crash تلفظ
  • Crash جمله برای
  • Crash به انگلیسی
  • ترجمه Crash

پرسش‌های پرتکرار درباره Crash

Crash یعنی چه؟

با شدت زیاد به چیزی برخورد کردن.

معنی Crash به فارسی چیست؟

با شدت زیاد به چیزی برخورد کردن.

تعریف Crash چیست؟

یه اتفاق ناگهانی که توش یه وسیله نقلیه با یه چیز دیگه برخورد می‌کنه، معمولاً باعث خسارت می‌شه و اغلب سرنشین‌ها رو زخمی یا حتی می‌کشه.

چطور از Crash در یک جمله استفاده کنیم؟

The car made a loud noise when it crashed into the tree.

می‌توانی مثال دیگری از Crash بزنی؟

There was a crash on the highway that caused a major traffic jam.

مترادف‌های Crash چیست؟

گزینه‌های رایج شامل collapse است.

متضاد Crash چیست؟

معناهای مخالف شامل repair, fix است.

چه واژه‌هایی با Crash می‌آیند؟

معمولاً با horrific, major, serious, cause, have, survive, happen, occur, involve something, victim, site, landing, in a/​the crash, almighty, deafening, great, hear, make, come from, with a crash, crash of, financial, bank, dotcom, crash in همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Crash چیست؟

Confusing 'crash' with 'smash'; 'crash' implies a collision. Using 'crash' in passive form incorrectly, like 'was crashed by' Mixing up the noun and verb forms, saying 'the crash of car' instead of 'the car crash'

Crash چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/kræʃ/"]/, UK: /["/kræʃ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Crash استفاده کنم؟

کلمه 'crash' رو در مورد تصادف‌ها، مخصوصاً تصادف‌های ماشینی استفاده کن. می‌تونه به صداهای شکستن یا مشکلات فنی هم اشاره کنه. تو نوشته‌های رسمی ازش استفاده نکن.

سطح CEFR برای Crash چیست؟

"Crash" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.