معنی به فارسی

B1noun2K

سرنخ

UK/["/kluː/"]/US/["/kluː/"]/

معنی Clue

an object, a piece of evidence or some information that helps the police solve a crime

شیء، مدرکی یا اطلاعاتی که به پلیس کمک می‌کند تا یک جرم را حل کند

In simple words: A hint or piece of information that helps solve a problem or mystery.

یک نشانه یا اطلاعاتی که به حل یک مشکل یا معما کمک می‌کند.

Clue در یک جمله

  • The detective found an important clue at the crime scene.کارآگاه یک سرنخ مهم در صحنه جرم پیدا کرد.
  • Can you give me a clue about where the surprise party is?می‌توانی یک سرنخ درباره اینکه مهمانی سورپرایز کجاست به من بدهی؟
  • The game gives players a clue to solve the mystery.بازی به بازیکنان یک سرنخ برای حل معما می‌دهد.
  • I had no clue what to expect when I walked into the room.وقتی وارد اتاق شدم، هیچ سرنخی از آنچه که باید انتظار می‌کشیدم نداشتم.
  • She didn’t have a clue that he was planning a proposal.او هیچ سرنخی نداشت که او در حال برنامه‌ریزی برای یک پیشنهاد است.

چطور از Clue استفاده کنیم

Use 'clue' in detective stories, puzzles, or games. Avoid in serious academic writing, except in case studies or psychology.

از 'سرنخ' در داستان‌های کارآگاهی، معماها یا بازی‌ها استفاده کنید. در نوشتارهای علمی جدی، به جز در مطالعات موردی یا روانشناسی، اجتناب کنید.

Grammar pattern

give + clue

Memory hint

Think of a detective finding a 'clue' to solve a case – they need hints!

واژه‌های مرتبط

Collocations with Clue

Opposites of Clue

Common mistakes with Clue

  • Confused with 'clue' vs 'clueing in'.
  • Using 'clue' as a verb incorrectly.
  • Saying 'a clue for' instead of 'a clue to'.

Compare Clue with Hint, Indication, Signal, Suggestion, Tip

Clue appears in

Clue به زبان‌های دیگر

More words like Clue

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Clue جمله با
  • Clue معنی
  • Clue یعنی چه
  • Clue به فارسی
  • Clue تلفظ
  • Clue جمله برای
  • Clue به انگلیسی
  • ترجمه Clue

پرسش‌های پرتکرار درباره Clue

Clue یعنی چه؟

یک نشانه یا اطلاعاتی که به حل یک مشکل یا معما کمک می‌کند.

معنی Clue به فارسی چیست؟

یک نشانه یا اطلاعاتی که به حل یک مشکل یا معما کمک می‌کند.

تعریف Clue چیست؟

شیء، مدرکی یا اطلاعاتی که به پلیس کمک می‌کند تا یک جرم را حل کند

چطور از Clue در یک جمله استفاده کنیم؟

The detective found an important clue at the crime scene.

می‌توانی مثال دیگری از Clue بزنی؟

Can you give me a clue about where the surprise party is?

مترادف‌های Clue چیست؟

گزینه‌های رایج شامل hint, indication, signal, suggestion, tip است.

متضاد Clue چیست؟

معناهای مخالف شامل mystery, puzzle است.

چه واژه‌هایی با Clue می‌آیند؟

معمولاً با good, important, useful, contain, have, hold, clue about, clue (as) to, good, important, useful, contain, have, hold, clue about, clue (as) to, good, important, useful, contain, have, hold, clue about, clue (as) to همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Clue چیست؟

Confused with 'clue' vs 'clueing in'. Using 'clue' as a verb incorrectly. Saying 'a clue for' instead of 'a clue to'.

Clue چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/kluː/"]/, UK: /["/kluː/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Clue استفاده کنم؟

از 'سرنخ' در داستان‌های کارآگاهی، معماها یا بازی‌ها استفاده کنید. در نوشتارهای علمی جدی، به جز در مطالعات موردی یا روانشناسی، اجتناب کنید.

سطح CEFR برای Clue چیست؟

"Clue" در سطح B1 از مقیاس CEFR قرار دارد.