معنی به فارسی

A2noun1K

چیپس، تراشه

UK/["/tʃɪp/"]/US/["/tʃɪp/"]/

معنی Chip

یک تکه نازک و بلند سیب‌زمینی که در روغن یا چربی سرخ شده است.

In simple words: A small piece of something, often a crisp snack or part of a larger object.

یه تیکه کوچیک از یه چیزی، معمولا یه خوراکی ترد یا بخشی از یه چیز بزرگتر.

Chip در یک جمله

  • I ordered a burger with a side of chip.من یه برگر با یه پرس چیپس سفارش دادم.
  • He dropped the chip on the floor, and it broke into pieces.اون تراشه رو انداخت روی زمین و تیکه تیکه شد.
  • She enjoys eating a chip while watching movies.اون موقع فیلم دیدن، از خوردن یه چیپس لذت می‌بره.
  • The computer's chip needs to be upgraded for better performance.برای عملکرد بهتر، باید تراشه کامپیوتر رو ارتقا داد.
  • They installed a new chip in the device to enhance its capabilities.اونها یه تراشه جدید توی دستگاه نصب کردن تا قابلیت‌هاش رو بهتر کنن.
  • I found a chip that can store a lot of data.من یه تراشه پیدا کردم که می‌تونه کلی داده ذخیره کنه.
  • The child accidentally made a chip in the wooden table.بچه به طور اتفاقی یه تیکه از میز چوبی رو کند.

چطور از Chip استفاده کنیم

Commonly used to refer to a snack (like potato chips) or a small piece of material (like a wood chip). It is informal when used in phrases like 'chip in' (to contribute). Avoid formal writing when using it in slang or idiomatic expressions.

معمولا برای اشاره به یه خوراکی (مثل چیپس سیب‌زمینی) یا یه تیکه کوچیک از یه ماده (مثل تراشه چوب) استفاده میشه. وقتی توی عبارت‌هایی مثل 'chip in' (یعنی مشارکت کردن) به کار میره، غیررسمیه. موقع استفاده ازش توی اصطلاحات عامیانه یا عبارات اصطلاحی، از نوشتن رسمی خودداری کن.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of a poker chip — small and usually used in games.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Chip

Synonyms for Chip

Opposites of Chip

Common mistakes with Chip

  • Confused with 'chip' as a verb vs. 'chip' as a noun.
  • Using 'chips' when referring to just one piece.
  • Incorrectly pairing 'chip' with the wrong verb or preposition.

Compare Chip with Piece, Fragment, Bit

Chip appears in

Chip به زبان‌های دیگر

More words like Chip

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Chip جمله با
  • Chip معنی
  • Chip یعنی چه
  • Chip به فارسی
  • Chip تلفظ
  • Chip جمله برای
  • Chip به انگلیسی
  • ترجمه Chip

پرسش‌های پرتکرار درباره Chip

Chip یعنی چه؟

یه تیکه کوچیک از یه چیزی، معمولا یه خوراکی ترد یا بخشی از یه چیز بزرگتر.

معنی Chip به فارسی چیست؟

یه تیکه کوچیک از یه چیزی، معمولا یه خوراکی ترد یا بخشی از یه چیز بزرگتر.

تعریف Chip چیست؟

یک تکه نازک و بلند سیب‌زمینی که در روغن یا چربی سرخ شده است.

چطور از Chip در یک جمله استفاده کنیم؟

I ordered a burger with a side of chip.

می‌توانی مثال دیگری از Chip بزنی؟

He dropped the chip on the floor, and it broke into pieces.

مترادف‌های Chip چیست؟

گزینه‌های رایج شامل piece, fragment, sliver, shard, bit است.

متضاد Chip چیست؟

معناهای مخالف شامل block, whole, entity است.

چه واژه‌هایی با Chip می‌آیند؟

معمولاً با greasy, frozen, oven-ready, bag, plate, eat, have, live on, pan, shop, and chips, with chips, potato, tortilla, bag, chips and dip, chips and salsa همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Chip چیست؟

Confused with 'chip' as a verb vs. 'chip' as a noun. Using 'chips' when referring to just one piece. Incorrectly pairing 'chip' with the wrong verb or preposition.

Chip چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/tʃɪp/"]/, UK: /["/tʃɪp/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Chip استفاده کنم؟

معمولا برای اشاره به یه خوراکی (مثل چیپس سیب‌زمینی) یا یه تیکه کوچیک از یه ماده (مثل تراشه چوب) استفاده میشه. وقتی توی عبارت‌هایی مثل 'chip in' (یعنی مشارکت کردن) به کار میره، غیررسمیه. موقع استفاده ازش توی اصطلاحات عامیانه یا عبارات اصطلاحی، از نوشتن رسمی خودداری کن.

سطح CEFR برای Chip چیست؟

"Chip" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.