معنی به فارسی

A1adjective1K

بی‌حوصله

UK/["/bɔːd/"]/US/["/bɔːrd/"]/

معنی Bored

احساس خستگی و بی‌صبری به خاطر اینکه نسبت به کسی/چیزی علاقه‌تان را از دست داده‌اید یا چون هیچ کاری برای انجام دادن ندارید

In simple words: Feeling uninterested and tired because nothing is exciting.

احساس بی‌علاقگی و خستگی به خاطر اینکه هیچ چیز هیجان‌انگیز نیست.

Bored در یک جمله

  • I was so bored during the lecture that I started to doodle in my notebook.در طول سخنرانی آنقدر بی‌حوصله بودم که شروع به طراحی در دفترم کردم.
  • She felt bored waiting for her friend to arrive at the café.او در انتظار دوستش در کافه بی‌حوصله شد.
  • After playing the same video game for hours, I became bored with it.بعد از ساعت‌ها بازی کردن همان ویدیوگیم، از آن بی‌حوصله شدم.
  • He often gets bored if there's nothing interesting to do on the weekend.او معمولاً اگر هیچ چیز جالبی برای انجام دادن در آخر هفته نباشد، بی‌حوصله می‌شود.
  • The movie was so slow that I found myself getting bored halfway through.فیلم آنقدر کند بود که در نیمه راه احساس بی‌حوصلگی کردم.

چطور از Bored استفاده کنیم

Use 'bored' to describe a state of mind when something is uninteresting. It can be informal, but is appropriate in most contexts, especially when expressing feelings. Avoid using it in overly formal situations.

از 'بی‌حوصله' برای توصیف یک حالت ذهنی استفاده کنید وقتی که چیزی جالب نیست. این واژه غیررسمی است، اما در بیشتر موقعیت‌ها مناسب است، به‌ویژه وقتی احساسات را بیان می‌کنید. از استفاده از آن در موقعیت‌های خیلی رسمی خودداری کنید.

Grammar pattern

be bored + (by/with) + object

Memory hint

Sounds like 'bored' — imagine yourself sitting in a dull class with a long, boring lecture.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Bored

Synonyms for Bored

Opposites of Bored

Common mistakes with Bored

  • Confusing 'bored' with 'boring'.
  • Using 'bored' without a subject, e.g. saying 'I am bored' correctly but omitting 'I'.
  • Mixing up past forms, e.g. saying 'boreded' instead of 'bored'.

Compare Bored with Weary, Tired

Bored appears in

Bored به زبان‌های دیگر

More words like Bored

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Bored جمله با
  • Bored معنی
  • Bored یعنی چه
  • Bored به فارسی
  • Bored تلفظ
  • Bored جمله برای
  • Bored به انگلیسی
  • ترجمه Bored

پرسش‌های پرتکرار درباره Bored

Bored یعنی چه؟

احساس بی‌علاقگی و خستگی به خاطر اینکه هیچ چیز هیجان‌انگیز نیست.

معنی Bored به فارسی چیست؟

احساس بی‌علاقگی و خستگی به خاطر اینکه هیچ چیز هیجان‌انگیز نیست.

تعریف Bored چیست؟

احساس خستگی و بی‌صبری به خاطر اینکه نسبت به کسی/چیزی علاقه‌تان را از دست داده‌اید یا چون هیچ کاری برای انجام دادن ندارید

چطور از Bored در یک جمله استفاده کنیم؟

I was so bored during the lecture that I started to doodle in my notebook.

می‌توانی مثال دیگری از Bored بزنی؟

She felt bored waiting for her friend to arrive at the café.

مترادف‌های Bored چیست؟

گزینه‌های رایج شامل uninterested, disinterested, weary, tired, fatigued است.

متضاد Bored چیست؟

معناهای مخالف شامل interested, excited, engaged است.

چه واژه‌هایی با Bored می‌آیند؟

معمولاً با be, feel, look, extremely, fairly, very, at, by, with, bored rigid, bored silly, bored stiff همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Bored چیست؟

Confusing 'bored' with 'boring'. Using 'bored' without a subject, e.g. saying 'I am bored' correctly but omitting 'I'. Mixing up past forms, e.g. saying 'boreded' instead of 'bored'.

Bored چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/bɔːrd/"]/, UK: /["/bɔːd/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Bored استفاده کنم؟

از 'بی‌حوصله' برای توصیف یک حالت ذهنی استفاده کنید وقتی که چیزی جالب نیست. این واژه غیررسمی است، اما در بیشتر موقعیت‌ها مناسب است، به‌ویژه وقتی احساسات را بیان می‌کنید. از استفاده از آن در موقعیت‌های خیلی رسمی خودداری کنید.

سطح CEFR برای Bored چیست؟

"Bored" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.