معنی به فارسی

A2adjective1K

تنبل، کاهل

UK/["/ˈleɪzi/"]/US/["/ˈleɪzi/"]/

معنی Lazy

بی‌میل به کار کردن یا فعال بودن؛ انجام کمترین کار ممکن

In simple words: Not wanting to work or do anything.

کسی که دوست نداره کار کنه یا فعالیتی انجام بده.

Lazy در یک جمله

  • He was not stupid, just lazy.اون احمق نبود، فقط تنبل بود.
  • I was feeling too lazy to go out.
  • She's just plain lazy.اون خیلی تنبله.
  • We spent a lazy day on the beach.یه روز تنبلانه رو تو ساحل گذروندیم.
  • His smile was slow, almost lazy.لبخندش کند بود، تقریباً تنبلانه.
  • She smiled a lazy smile.اون یه لبخند تنبلانه زد.
  • a lazy piece of workیه کار تنبلانه
  • Most of us are intellectually lazy about large areas of the world around us.بیشتر ما از نظر فکری نسبت به بخش‌های بزرگی از دنیای اطرافمون تنبل هستیم.
  • We thought we were winning, so we **got lazy**.فکر می‌کردیم داریم می‌بریم، برای همین تنبل شدیم.
  • the lazy riverرودخانه تنبل

چطور از Lazy استفاده کنیم

Use 'lazy' to describe someone who is not active or does not want to put in effort. It's neutral but can carry a negative connotation, especially in formal contexts. Avoid using it in professional settings to describe someone's work ethic.

از «تنبل» برای توصیف کسی استفاده می‌شه که فعال نیست یا نمی‌خواد تلاش کنه. این کلمه خنثی است اما می‌تونه بار منفی داشته باشه، مخصوصاً در موقعیت‌های رسمی. بهتره در محیط‌های کاری برای توصیف اخلاق کاری کسی ازش استفاده نکنید.

Grammar pattern

standalone adjective

Memory hint

Think of a 'lazy cat' lounging in the sun.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Lazy

Synonyms for Lazy

Opposites of Lazy

Common mistakes with Lazy

  • Confused with 'laid-back' which means relaxed but active.
  • Using it as a verb; 'lazying' is not correct.
  • Mixing up with 'lazily' which is the adverb form.

Lazy appears in

Lazy به زبان‌های دیگر

More words like Lazy

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Lazy جمله با
  • Lazy معنی
  • Lazy یعنی چه
  • Lazy به فارسی
  • Lazy تلفظ
  • Lazy جمله برای
  • Lazy به انگلیسی
  • ترجمه Lazy

پرسش‌های پرتکرار درباره Lazy

Lazy یعنی چه؟

کسی که دوست نداره کار کنه یا فعالیتی انجام بده.

معنی Lazy به فارسی چیست؟

کسی که دوست نداره کار کنه یا فعالیتی انجام بده.

تعریف Lazy چیست؟

بی‌میل به کار کردن یا فعال بودن؛ انجام کمترین کار ممکن

چطور از Lazy در یک جمله استفاده کنیم؟

He was not stupid, just lazy.

می‌توانی مثال دیگری از Lazy بزنی؟

I was feeling too lazy to go out.

مترادف‌های Lazy چیست؟

گزینه‌های رایج شامل idle, torpid است.

متضاد Lazy چیست؟

معناهای مخالف شامل active, energetic, hardworking است.

چه واژه‌هایی با Lazy می‌آیند؟

معمولاً با be, feel, become, extremely, fairly, very همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Lazy چیست؟

Confused with 'laid-back' which means relaxed but active. Using it as a verb; 'lazying' is not correct. Mixing up with 'lazily' which is the adverb form.

Lazy چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ˈleɪzi/"]/, UK: /["/ˈleɪzi/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Lazy استفاده کنم؟

از «تنبل» برای توصیف کسی استفاده می‌شه که فعال نیست یا نمی‌خواد تلاش کنه. این کلمه خنثی است اما می‌تونه بار منفی داشته باشه، مخصوصاً در موقعیت‌های رسمی. بهتره در محیط‌های کاری برای توصیف اخلاق کاری کسی ازش استفاده نکنید.

سطح CEFR برای Lazy چیست؟

"Lazy" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.