معنی به فارسی

A2noun1K

انگشت

UK/["/ˈfɪŋɡə(r)/"]/US/["/ˈfɪŋɡər/"]/

معنی Finger

یکی از چهار قسمت بلند و باریک که از دست بیرون زده است (یا پنج تا، اگر انگشت شست هم حساب شود)

In simple words: One of the five long parts at the end of your hand.

یکی از پنج قسمت بلند انتهای دست شما.

Finger در یک جمله

  • I accidentally cut my finger while chopping vegetables.من موقع خرد کردن سبزیجات، انگشتم را به طور اتفاقی بریدم.
  • She held up her finger to indicate that she wanted to speak.او انگشتش را بالا برد تا نشان دهد می‌خواهد صحبت کند.
  • He uses his finger to point at the map.او از انگشتش برای اشاره به نقشه استفاده می‌کند.
  • The finger of the clock moves slowly around the dial.عقربه ساعت‌شمار به آرامی روی صفحه می‌چرخد.
  • She has a beautiful ring on her finger.او انگشتر زیبایی در انگشتش دارد.

چطور از Finger استفاده کنیم

Use 'finger' in everyday conversation. It's appropriate in both casual and formal contexts but avoid using it in overly technical discussions about anatomy.

از «انگشت» در مکالمات روزمره استفاده کنید. هم در موقعیت‌های غیررسمی و هم رسمی مناسب است، اما از استفاده از آن در بحث‌های بیش از حد فنی در مورد آناتومی خودداری کنید.

Grammar pattern

countable noun

Memory hint

Think of your 'fingers' dancing on a piano; they help you play music!

واژه‌های مرتبط

Collocations with Finger

Synonyms for Finger

  • digit
  • appendage
  • phalanx

Opposites of Finger

Common mistakes with Finger

  • Confusing 'finger' with 'toe', which are on the feet.
  • Using 'fingers' when referring to a single finger.
  • Incorrect pluralization, like saying 'fingures'.

Finger appears in

Finger به زبان‌های دیگر

More words like Finger

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Finger جمله با
  • Finger معنی
  • Finger یعنی چه
  • Finger به فارسی
  • Finger تلفظ
  • Finger جمله برای
  • Finger به انگلیسی
  • ترجمه Finger

پرسش‌های پرتکرار درباره Finger

Finger یعنی چه؟

یکی از پنج قسمت بلند انتهای دست شما.

معنی Finger به فارسی چیست؟

یکی از پنج قسمت بلند انتهای دست شما.

تعریف Finger چیست؟

یکی از چهار قسمت بلند و باریک که از دست بیرون زده است (یا پنج تا، اگر انگشت شست هم حساب شود)

چطور از Finger در یک جمله استفاده کنیم؟

I accidentally cut my finger while chopping vegetables.

می‌توانی مثال دیگری از Finger بزنی؟

She held up her finger to indicate that she wanted to speak.

مترادف‌های Finger چیست؟

گزینه‌های رایج شامل digit, appendage, phalanx است.

متضاد Finger چیست؟

معناهای مخالف شامل toe است.

چه واژه‌هایی با Finger می‌آیند؟

معمولاً با first, index, pointer, point, draw, insert, bones, joints, movement, with your fingers, the finger of blame, the finger of fate, the finger of suspicion همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Finger چیست؟

Confusing 'finger' with 'toe', which are on the feet. Using 'fingers' when referring to a single finger. Incorrect pluralization, like saying 'fingures'.

Finger چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ˈfɪŋɡər/"]/, UK: /["/ˈfɪŋɡə(r)/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Finger استفاده کنم؟

از «انگشت» در مکالمات روزمره استفاده کنید. هم در موقعیت‌های غیررسمی و هم رسمی مناسب است، اما از استفاده از آن در بحث‌های بیش از حد فنی در مورد آناتومی خودداری کنید.

سطح CEFR برای Finger چیست؟

"Finger" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.