معنی به فارسی

C1noun2K

خود، اگو

UK/["/ˈiːɡəʊ//ˈeɡəʊ/"]/US/["/ˈiːɡəʊ/"]/

معنی Ego

your sense of your own value and importance

احساس ارزش و اهمیت خودتان

In simple words: A person's sense of self or self-importance.

احساس یک فرد از خود یا خودمحوری.

Ego در یک جمله

  • He has the biggest ego of anyone I've ever met.او بزرگترین خود را از هر کسی که تا به حال ملاقات کرده‌ام دارد.
  • Winning the prize really **boosted her ego**.برنده شدن در جایزه واقعاً **خودش را تقویت کرد**.
  • He was lucky to escape with just a bruised ego when he fell off his bike.او خوش شانس بود که فقط با یک خود زخمی از دوچرخه‌اش افتاد.
  • It was a huge blow to her ego to find out she was so unpopular.این یک ضربه بزرگ به خود او بود که متوجه شد چقدر محبوب نیست.
  • Professionals need to check their egos and change their techniques.حرفه‌ای‌ها باید خودشان را کنترل کنند و تکنیک‌هایشان را تغییر دهند.
  • She likes to mix with people who flatter her ego.او دوست دارد با افرادی که خود او را تحسین می‌کنند، معاشرت کند.
  • Unconditional surrender was more than his fragile ego could bear.تسلیم بی‌قید و شرط بیشتر از آنچه که خود شکننده‌اش می‌توانست تحمل کند، بود.
  • Freud introduced the idea that a part of the ego is unconscious.فروید ایده‌ای را معرفی کرد که بخشی از خود ناخودآگاه است.
  • The part of the ego which does the criticizing is the conscience.بخشی از خود که انتقاد می‌کند، وجدان است.

چطور از Ego استفاده کنیم

Used in both formal and informal contexts. In psychology, 'ego' can refer to the part of the mind that is responsible for self-identity. Avoid using it in overly casual contexts where it may seem pretentious.

در هر دو زمینه رسمی و غیررسمی استفاده می‌شود. در روانشناسی، 'خود' می‌تواند به بخشی از ذهن اشاره کند که مسئول هویت خود است. از استفاده در زمینه‌های خیلی غیررسمی که ممکن است خودپسندانه به نظر برسد، پرهیز کنید.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of 'E-GO' as if saying 'It's all about me!'

واژه‌های مرتبط

Collocations with Ego

Synonyms for Ego

Opposites of Ego

  • humility
  • modesty
  • selflessness

Common mistakes with Ego

  • Confused with 'egoism' (excessive focus on oneself).
  • Overusing the term in everyday conversation.
  • Mispronouncing it as 'ee-go' instead of 'ay-go'.

Compare Ego with Self, Identity, Pride

Ego appears in

Ego به زبان‌های دیگر

More words like Ego

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Ego جمله با
  • Ego معنی
  • Ego یعنی چه
  • Ego به فارسی
  • Ego تلفظ
  • Ego جمله برای
  • Ego به انگلیسی
  • ترجمه Ego

پرسش‌های پرتکرار درباره Ego

Ego یعنی چه؟

احساس یک فرد از خود یا خودمحوری.

معنی Ego به فارسی چیست؟

احساس یک فرد از خود یا خودمحوری.

تعریف Ego چیست؟

احساس ارزش و اهمیت خودتان

چطور از Ego در یک جمله استفاده کنیم؟

He has the biggest ego of anyone I've ever met.

می‌توانی مثال دیگری از Ego بزنی؟

Winning the prize really **boosted her ego**.

مترادف‌های Ego چیست؟

گزینه‌های رایج شامل self, self-esteem, identity, self-importance, pride است.

متضاد Ego چیست؟

معناهای مخالف شامل humility, modesty, selflessness است.

چه واژه‌هایی با Ego می‌آیند؟

معمولاً با big, bloated, enormous, have, boost, feed, boost, gratification, trip, a blow to somebody’s ego, a boost to somebody’s ego, check your ego (at the door) همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Ego چیست؟

Confused with 'egoism' (excessive focus on oneself). Overusing the term in everyday conversation. Mispronouncing it as 'ee-go' instead of 'ay-go'.

Ego چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ˈiːɡəʊ/"]/, UK: /["/ˈiːɡəʊ//ˈeɡəʊ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Ego استفاده کنم؟

در هر دو زمینه رسمی و غیررسمی استفاده می‌شود. در روانشناسی، 'خود' می‌تواند به بخشی از ذهن اشاره کند که مسئول هویت خود است. از استفاده در زمینه‌های خیلی غیررسمی که ممکن است خودپسندانه به نظر برسد، پرهیز کنید.

سطح CEFR برای Ego چیست؟

"Ego" در سطح C1 از مقیاس CEFR قرار دارد.