معنی به فارسی

A2noun1K

ابزار

UK/["/tuːl/"]/US/["/tuːl/"]/

معنی Tool

وسیله‌ای مانند چکش، پیچ‌گوشتی، اره و غیره که در دست می‌گیریم و برای ساختن یا تعمیر چیزها استفاده می‌کنیم.

In simple words: An object used to help do a job.

شیئی که برای کمک به انجام یک کار استفاده می‌شود.

Tool در یک جمله

  • I need a hammer as a tool to fix the door.من به یک چکش به عنوان ابزار برای تعمیر در نیاز دارم.
  • The carpenter showed me how to use the new tool.نجار به من نشان داد که چگونه از ابزار جدید استفاده کنم.
  • Google is a useful tool for researching information online.گوگل یک ابزار مفید برای تحقیق در مورد اطلاعات آنلاین است.
  • He feels like a tool for falling for that trick.او احساس می‌کند که به خاطر آن حقه، ابزاری شده است.
  • An artist sees a brush as not just an object, but a tool for expression.یک هنرمند قلم‌مو را نه تنها به عنوان یک شی، بلکه به عنوان ابزاری برای بیان می‌بیند.
  • Software can be a powerful tool in learning a new language.نرم‌افزار می‌تواند ابزاری قدرتمند در یادگیری یک زبان جدید باشد.
  • Don't be a tool; think for yourself and make your own decisions.ابزار نباش؛ خودت فکر کن و تصمیمات خودت را بگیر.
  • He reached for the tool shed to get some supplies for the project.او به سمت انبار ابزار رفت تا مقداری لوازم برای پروژه بگیرد.

چطور از Tool استفاده کنیم

Used in everyday conversation. Appropriate in both casual and formal contexts. In specific fields, tools may refer to software (e.g., design tools).

در مکالمات روزمره استفاده می‌شود. در هر دو زمینه غیررسمی و رسمی مناسب است. در برخی زمینه‌ها، ابزار ممکن است به نرم‌افزارها اشاره کند (مثلاً ابزارهای طراحی).

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of a 'tool belt' filled with gadgets.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Tool

Opposites of Tool

Common mistakes with Tool

  • Confused with 'instruments' - not all tools are instruments.
  • Overusing 'tool' in informal contexts - can sound childish.
  • Using 'tools' unnecessarily in singular - 'tool' is often more applicable.

Compare Tool with Instrument, Device, Implement, Utensil, Gadget

Tool appears in

Tool به زبان‌های دیگر

More words like Tool

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Tool جمله با
  • Tool معنی
  • Tool یعنی چه
  • Tool به فارسی
  • Tool تلفظ
  • Tool جمله برای
  • Tool به انگلیسی
  • ترجمه Tool

پرسش‌های پرتکرار درباره Tool

Tool یعنی چه؟

شیئی که برای کمک به انجام یک کار استفاده می‌شود.

معنی Tool به فارسی چیست؟

شیئی که برای کمک به انجام یک کار استفاده می‌شود.

تعریف Tool چیست؟

وسیله‌ای مانند چکش، پیچ‌گوشتی، اره و غیره که در دست می‌گیریم و برای ساختن یا تعمیر چیزها استفاده می‌کنیم.

چطور از Tool در یک جمله استفاده کنیم؟

I need a hammer as a tool to fix the door.

می‌توانی مثال دیگری از Tool بزنی؟

The carpenter showed me how to use the new tool.

مترادف‌های Tool چیست؟

گزینه‌های رایج شامل instrument, device, implement, utensil, gadget است.

متضاد Tool چیست؟

معناهای مخالف شامل hindrance, obstacle است.

چه واژه‌هایی با Tool می‌آیند؟

معمولاً با general-purpose, multi-purpose, basic, set, use, sharpen, down tools, new, effective, essential, become, develop, provide, the tools of the/​somebody’s trade همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Tool چیست؟

Confused with 'instruments' - not all tools are instruments. Overusing 'tool' in informal contexts - can sound childish. Using 'tools' unnecessarily in singular - 'tool' is often more applicable.

Tool چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/tuːl/"]/, UK: /["/tuːl/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Tool استفاده کنم؟

در مکالمات روزمره استفاده می‌شود. در هر دو زمینه غیررسمی و رسمی مناسب است. در برخی زمینه‌ها، ابزار ممکن است به نرم‌افزارها اشاره کند (مثلاً ابزارهای طراحی).

سطح CEFR برای Tool چیست؟

"Tool" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.