معنی به فارسی

A1adjective2K

چاق، چربی، چرب، ضخیم

UK/["/fæt/"]/US/["/fæt/"]/

معنی Fat

having too much flesh on it and weighing too much

کسی که گوشت زیاد و وزن بالایی داره

In simple words: Having a lot of body weight; not thin.

کسی که وزنش زیاده؛ لاغر نیست.

Fat در یک جمله

  • The fat cat slept on the windowsill.گربه چاقه روی لبه پنجره خوابیده بود.
  • She added a few fat slices of bacon to the sandwich.چند تکه بیکن چرب و ضخیم به ساندویچ اضافه کرد.
  • He felt fat after overeating at the buffet.بعد از پرخوری توی بوفه، احساس چاقی می‌کرد.
  • The fat book was difficult to carry around.حمل کردن اون کتاب قطور (یا ضخیم) سخت بود.
  • They cook with fat to make the food taste better.اونا با چربی غذا درست می‌کنن تا خوشمزه‌تر بشه.
  • There was a lot of fat in the sauce.سس پر از چربی بود.
  • The model was criticized for being too fat for the fashion show.مدل به خاطر اینکه برای فشن‌شو زیادی چاق بود، مورد انتقاد قرار گرفت.
  • He was always told he should eat less fat.همیشه بهش می‌گفتن باید چربی کمتری بخوره.

چطور از Fat استفاده کنیم

Used to describe someone who has excess body weight. Avoid using this word to describe someone in a negative or derogatory way, as it can be considered offensive.

برای توصیف کسی استفاده میشه که اضافه وزن داره. سعی کن از این کلمه برای توصیف منفی یا توهین‌آمیز کسی استفاده نکنی، چون ممکنه توهین‌آمیز باشه.

Grammar pattern

standalone adjective

Memory hint

Think of a big, round cat – when you see it, you say, 'That cat is fat!'

واژه‌های مرتبط

Collocations with Fat

Synonyms for Fat

  • overweight
  • chubby
  • plump
  • heavy
  • corpulent

Opposites of Fat

Common mistakes with Fat

  • Using 'fat' to describe a person in a derogatory manner.
  • Confusing 'fat' with 'overweight'; 'fat' is often viewed as more judgmental.
  • Using 'fats' instead of 'fat' when describing body shape.

Fat appears in

Fat به زبان‌های دیگر

More words like Fat

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Fat جمله با
  • Fat معنی
  • Fat یعنی چه
  • Fat به فارسی
  • Fat تلفظ
  • Fat جمله برای
  • Fat به انگلیسی
  • ترجمه Fat

پرسش‌های پرتکرار درباره Fat

Fat یعنی چه؟

کسی که وزنش زیاده؛ لاغر نیست.

معنی Fat به فارسی چیست؟

کسی که وزنش زیاده؛ لاغر نیست.

تعریف Fat چیست؟

کسی که گوشت زیاد و وزن بالایی داره

چطور از Fat در یک جمله استفاده کنیم؟

The fat cat slept on the windowsill.

می‌توانی مثال دیگری از Fat بزنی؟

She added a few fat slices of bacon to the sandwich.

مترادف‌های Fat چیست؟

گزینه‌های رایج شامل overweight, chubby, plump, heavy, corpulent است.

متضاد Fat چیست؟

معناهای مخالف شامل thin, slim, skinny است.

چه واژه‌هایی با Fat می‌آیند؟

معمولاً با be, feel, look, enormously, hugely, immensely, big fat, be, feel, look, enormously, hugely, immensely, big fat همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Fat چیست؟

Using 'fat' to describe a person in a derogatory manner. Confusing 'fat' with 'overweight'; 'fat' is often viewed as more judgmental. Using 'fats' instead of 'fat' when describing body shape.

Fat چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/fæt/"]/, UK: /["/fæt/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Fat استفاده کنم؟

برای توصیف کسی استفاده میشه که اضافه وزن داره. سعی کن از این کلمه برای توصیف منفی یا توهین‌آمیز کسی استفاده نکنی، چون ممکنه توهین‌آمیز باشه.

سطح CEFR برای Fat چیست؟

"Fat" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.