معنی به فارسی

A2adjective1K

عمیق

UK/["/diːp/"]/US/["/diːp/"]/

معنی Deep

دارای فاصله زیاد از بالا یا سطح تا پایین

In simple words: Going far down or strong in feeling.

خیلی پایین رفتن یا قوی بودن در احساسات.

Deep در یک جمله

  • The ocean is very deep, making it difficult to see the bottom.اقیانوس خیلی عمیق است و دیدن ته آن دشوار است.
  • He took a deep breath before diving into the water.قبل از شیرجه زدن در آب، نفس عمیقی کشید.
  • She has a deep understanding of the subject.او درک عمیقی از موضوع دارد.
  • The deep shade of red is perfect for the living room.رنگ قرمز عمیق برای اتاق نشیمن عالی است.
  • He spoke in a deep voice that resonated throughout the room.او با صدایی عمیق صحبت کرد که در سراسر اتاق طنین‌انداز شد.
  • The deep end of the pool is where the diving board is located.قسمت عمیق استخر جایی است که تخته شیرجه قرار دارد.
  • They held a deep discussion about their future plans.آنها بحث عمیقی در مورد برنامه‌های آینده خود داشتند.

چطور از Deep استفاده کنیم

Use 'deep' to describe physical depth, like water. It can also describe strong emotions (like deep love). Avoid using it in very casual contexts unless relating to feelings.

از «عمیق» برای توصیف عمق فیزیکی، مانند آب، استفاده کنید. همچنین می‌تواند احساسات قوی (مانند عشق عمیق) را توصیف کند. مگر اینکه مربوط به احساسات باشد، از استفاده آن در زمینه‌های بسیار معمولی خودداری کنید.

Grammar pattern

standalone adjective

Memory hint

Think of a deep ocean — it goes far down.

واژه‌های مرتبط

Synonyms for Deep

Opposites of Deep

Common mistakes with Deep

  • Confusing with 'deeply' (which is an adverb).
  • Using 'deep' for shallow things (like a small puddle).
  • Mixing up 'deep' with 'low' (which has different meanings).

Compare Deep with Sincere, Profound

Deep appears in

Deep به زبان‌های دیگر

More words like Deep

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Deep جمله با
  • Deep معنی
  • Deep یعنی چه
  • Deep به فارسی
  • Deep تلفظ
  • Deep جمله برای
  • Deep به انگلیسی
  • ترجمه Deep

پرسش‌های پرتکرار درباره Deep

Deep یعنی چه؟

خیلی پایین رفتن یا قوی بودن در احساسات.

معنی Deep به فارسی چیست؟

خیلی پایین رفتن یا قوی بودن در احساسات.

تعریف Deep چیست؟

دارای فاصله زیاد از بالا یا سطح تا پایین

چطور از Deep در یک جمله استفاده کنیم؟

The ocean is very deep, making it difficult to see the bottom.

می‌توانی مثال دیگری از Deep بزنی؟

He took a deep breath before diving into the water.

مترادف‌های Deep چیست؟

گزینه‌های رایج شامل sincere, profound است.

متضاد Deep چیست؟

معناهای مخالف شامل shallow, superficial است.

چه واژه‌هایی با Deep می‌آیند؟

معمولاً با be, look, extremely, fairly, very, be, look, extremely, fairly, very, be, sound, become, extremely, fairly, very, be, go, run, extremely, fairly, very همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Deep چیست؟

Confusing with 'deeply' (which is an adverb). Using 'deep' for shallow things (like a small puddle). Mixing up 'deep' with 'low' (which has different meanings).

Deep چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/diːp/"]/, UK: /["/diːp/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Deep استفاده کنم؟

از «عمیق» برای توصیف عمق فیزیکی، مانند آب، استفاده کنید. همچنین می‌تواند احساسات قوی (مانند عشق عمیق) را توصیف کند. مگر اینکه مربوط به احساسات باشد، از استفاده آن در زمینه‌های بسیار معمولی خودداری کنید.

سطح CEFR برای Deep چیست؟

"Deep" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.