معنی به فارسی

B2noun2K

سرنخ، نشانه، چوب بیلیارد

UK/["/kjuː/"]/US/["/kjuː/"]/

معنی Cue

an action or event that is a signal for somebody to do something

یک عمل یا رویداد که نشانه‌ای برای انجام کاری توسط کسی است.

In simple words: A signal or reminder to do something.

یک نشانه یا یادآوری برای انجام کاری.

Cue در یک جمله

  • He gave me a subtle cue to start the presentation.او یک نشانه ظریف به من داد تا ارائه را شروع کنم.
  • The director shouted 'Cue the music!' to signal the band to begin playing.کارگردان فریاد زد 'موسیقی را شروع کنید!' تا به گروه موسیقی علامت دهد که شروع به نواختن کنند.
  • Actors often rely on cues from their fellow cast members to know when to speak.بازیگران اغلب برای دانستن زمان صحبت کردن به نشانه‌های همکاران خود تکیه می‌کنند.
  • When his mother arrived, it was the cue for him to leave the party.وقتی مادرش رسید، این نشانه ای بود که او باید مهمانی را ترک کند.
  • The cue ball struck the eight ball, sinking it into the pocket.چوب بیلیارد به توپ هشت ضربه زد و آن را در حفره انداخت.
  • In psychology, a cue can be any stimulus that triggers a particular behavior.در روانشناسی، یک نشانه می‌تواند هر محرکی باشد که رفتار خاصی را تحریک می‌کند.

چطور از Cue استفاده کنیم

Use 'cue' when referring to signals, especially in performances or sports. Avoid using it in overly casual conversations.

از 'سرنخ' یا 'نشانه' وقتی به سیگنال‌ها، به خصوص در اجراها یا ورزش‌ها اشاره می‌کنید، استفاده کنید. از استفاده بیش از حد در مکالمات خیلی غیررسمی خودداری کنید.

Grammar pattern

cue + object

Memory hint

Think of a 'cue' as a 'clue' to help you remember what to do.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Cue

  • visual
  • wait for
  • follow
  • take
  • on cue
  • cue for
  • right on cue
  • take your cue from somebody/​something
  • visual
  • wait for
  • follow
  • take
  • on cue
  • cue for
  • right on cue
  • take your cue from somebody/​something

Opposites of Cue

Common mistakes with Cue

  • Confusing 'cue' with 'queue' which means a line of people.
  • Using 'cues' instead of 'cue' when referring to a single signal.
  • Mispronouncing 'cue' as 'kyoo' instead of 'kwu' in some dialects.

Compare Cue with Signal, Prompt, Hint, Indication, Notice

Cue appears in

Cue به زبان‌های دیگر

More words like Cue

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Cue جمله با
  • Cue معنی
  • Cue یعنی چه
  • Cue به فارسی
  • Cue تلفظ
  • Cue جمله برای
  • Cue به انگلیسی
  • ترجمه Cue

پرسش‌های پرتکرار درباره Cue

Cue یعنی چه؟

یک نشانه یا یادآوری برای انجام کاری.

معنی Cue به فارسی چیست؟

یک نشانه یا یادآوری برای انجام کاری.

تعریف Cue چیست؟

یک عمل یا رویداد که نشانه‌ای برای انجام کاری توسط کسی است.

چطور از Cue در یک جمله استفاده کنیم؟

He gave me a subtle cue to start the presentation.

می‌توانی مثال دیگری از Cue بزنی؟

The director shouted 'Cue the music!' to signal the band to begin playing.

مترادف‌های Cue چیست؟

گزینه‌های رایج شامل signal, prompt, hint, indication, notice است.

متضاد Cue چیست؟

معناهای مخالف شامل distraction, misdirection است.

چه واژه‌هایی با Cue می‌آیند؟

معمولاً با visual, wait for, follow, take, on cue, cue for, right on cue, take your cue from somebody/​something, visual, wait for, follow, take, on cue, cue for, right on cue, take your cue from somebody/​something همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Cue چیست؟

Confusing 'cue' with 'queue' which means a line of people. Using 'cues' instead of 'cue' when referring to a single signal. Mispronouncing 'cue' as 'kyoo' instead of 'kwu' in some dialects.

Cue چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/kjuː/"]/, UK: /["/kjuː/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Cue استفاده کنم؟

از 'سرنخ' یا 'نشانه' وقتی به سیگنال‌ها، به خصوص در اجراها یا ورزش‌ها اشاره می‌کنید، استفاده کنید. از استفاده بیش از حد در مکالمات خیلی غیررسمی خودداری کنید.

سطح CEFR برای Cue چیست؟

"Cue" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.