معنی به فارسی

B2verb1K

ریختن، پرتاب کردن، انتخاب کردن (بازیگر)

UK/["/kɑːst/","/kɑːsts/","/ˈkɑːstɪŋ/"]/US/["/kæst/","/kæsts/","/ˈkæstɪŋ/"]/

معنی Cast

نگاه کردن، لبخند زدن و غیره در جهت خاصی

In simple words: To throw something or to put it somewhere.

چیزی را پرت کردن یا جایی گذاشتن.

Cast در یک جمله

  • She decided to cast her line into the lake hoping to catch some fish.او تصمیم گرفت قلابش را به دریاچه بیندازد به امید گرفتن چند ماهی.
  • The director will cast the lead role in the upcoming movie next week.کارگردان هفته آینده نقش اصلی فیلم جدید را انتخاب خواهد کرد.
  • The sun began to cast long shadows as it set behind the mountains.خورشید با غروب پشت کوه‌ها شروع به انداختن سایه‌های بلند کرد.
  • He was excited to cast his vote in the election.او هیجان‌زده بود که رأی خود را در انتخابات بیندازد.
  • The actor was cast in a popular television series after auditioning for several weeks.این بازیگر پس از چند هفته تست بازیگری، در یک سریال تلویزیونی محبوب انتخاب شد.
  • During the play, the magician will cast a spell that astonishes the audience.در طول نمایش، شعبده‌باز طلسمی را اجرا خواهد کرد که تماشاگران را شگفت‌زده می‌کند.
  • The team must cast its doubts aside and focus on the task at hand.تیم باید شک و تردیدهایش را کنار بگذارد و روی کار پیش رو تمرکز کند.
  • A large cast was used to mold the sculpture from bronze.برای قالب‌گیری مجسمه از برنز، از یک قالب بزرگ استفاده شد.

چطور از Cast استفاده کنیم

Used in various contexts, like throwing a fishing line or acting in a play. Not usually used in very casual conversations.

در زمینه‌های مختلفی استفاده می‌شود، مانند انداختن قلاب ماهیگیری یا بازی کردن در یک نمایش. معمولاً در مکالمات خیلی معمولی استفاده نمی‌شود.

Grammar pattern

cast + object

Memory hint

Think of 'cast' like throwing a fishing line — you cast it out into the water.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Cast

  • cast a spell
  • cast a vote
  • cast a net
  • cast doubt
  • cast a shadow

Synonyms for Cast

Opposites of Cast

Common mistakes with Cast

  • Confused with 'caused' in pronunciation.
  • Used with incorrect verbs, e.g., saying 'cast a picture' instead of 'cast a role'.
  • Misunderstanding the past tense; the past form is 'cast', not 'casted'.

Cast appears in

Cast به زبان‌های دیگر

More words like Cast

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Cast جمله با
  • Cast معنی
  • Cast یعنی چه
  • Cast به فارسی
  • Cast تلفظ
  • Cast جمله برای
  • Cast به انگلیسی
  • ترجمه Cast

پرسش‌های پرتکرار درباره Cast

Cast یعنی چه؟

چیزی را پرت کردن یا جایی گذاشتن.

معنی Cast به فارسی چیست؟

چیزی را پرت کردن یا جایی گذاشتن.

تعریف Cast چیست؟

نگاه کردن، لبخند زدن و غیره در جهت خاصی

چطور از Cast در یک جمله استفاده کنیم؟

She decided to cast her line into the lake hoping to catch some fish.

می‌توانی مثال دیگری از Cast بزنی؟

The director will cast the lead role in the upcoming movie next week.

مترادف‌های Cast چیست؟

گزینه‌های رایج شامل shed است.

متضاد Cast چیست؟

معناهای مخالف شامل catch, receive است.

چه واژه‌هایی با Cast می‌آیند؟

معمولاً با cast a spell, cast a vote, cast a net, cast doubt, cast a shadow همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Cast چیست؟

Confused with 'caused' in pronunciation. Used with incorrect verbs, e.g., saying 'cast a picture' instead of 'cast a role'. Misunderstanding the past tense; the past form is 'cast', not 'casted'.

Cast چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/kæst/","/kæsts/","/ˈkæstɪŋ/"]/, UK: /["/kɑːst/","/kɑːsts/","/ˈkɑːstɪŋ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Cast استفاده کنم؟

در زمینه‌های مختلفی استفاده می‌شود، مانند انداختن قلاب ماهیگیری یا بازی کردن در یک نمایش. معمولاً در مکالمات خیلی معمولی استفاده نمی‌شود.

سطح CEFR برای Cast چیست؟

"Cast" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.