معنی به فارسی

A2noun1K

استخوان

UK/["/bəʊn/"]/US/["/bəʊn/"]/

معنی Bone

هر یک از قسمت‌های سخت که اسکلت بدن انسان یا حیوان را تشکیل می‌دهد

In simple words: A hard part of a body inside animals or people.

یه قسمت سفت توی بدن حیوانات یا آدم‌ها.

Bone در یک جمله

  • The dog buried a bone in the backyard.سگ یه استخون رو توی حیاط پشتی دفن کرد.
  • The doctor explained that a healthy diet is important for strong bones.دکتر توضیح داد که رژیم غذایی سالم برای داشتن استخوان‌های قوی مهمه.
  • People have different types of bones in their skeleton.آدم‌ها انواع مختلفی از استخوان‌ها رو توی اسکلتشون دارن.
  • During dinner, I found a bone in my piece of chicken.سر شام، توی تیکه مرغ من یه استخوان پیدا کردم.
  • She fractured a bone in her arm while playing soccer.اون موقعی که فوتبال بازی می‌کرد، یه استخوان دستش شکست.

چطور از Bone استفاده کنیم

Use 'bone' in anatomical or culinary contexts. Avoid when discussing unrelated topics or in overly casual conversations.

از «استخوان» در متن‌های مربوط به آناتومی یا آشپزی استفاده کن. توی موضوعات بی‌ربط یا حرف‌های خیلی خودمونی استفاده نکن.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of 'bone' like 'own' - that's your own hard part!

واژه‌های مرتبط

Collocations with Bone

Synonyms for Bone

  • skeleton part
  • hard tissue
  • osseous tissue

Opposites of Bone

Common mistakes with Bone

  • Confusing bone with other body parts like muscle or cartilage.
  • Using plural 'bones' when referring to a single type as in 'a chicken bone.'

Bone appears in

Bone به زبان‌های دیگر

More words like Bone

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Bone جمله با
  • Bone معنی
  • Bone یعنی چه
  • Bone به فارسی
  • Bone تلفظ
  • Bone جمله برای
  • Bone به انگلیسی
  • ترجمه Bone

پرسش‌های پرتکرار درباره Bone

Bone یعنی چه؟

یه قسمت سفت توی بدن حیوانات یا آدم‌ها.

معنی Bone به فارسی چیست؟

یه قسمت سفت توی بدن حیوانات یا آدم‌ها.

تعریف Bone چیست؟

هر یک از قسمت‌های سخت که اسکلت بدن انسان یا حیوان را تشکیل می‌دهد

چطور از Bone در یک جمله استفاده کنیم؟

The dog buried a bone in the backyard.

می‌توانی مثال دیگری از Bone بزنی؟

The doctor explained that a healthy diet is important for strong bones.

مترادف‌های Bone چیست؟

گزینه‌های رایج شامل skeleton part, hard tissue, osseous tissue است.

متضاد Bone چیست؟

معناهای مخالف شامل muscle است.

چه واژه‌هایی با Bone می‌آیند؟

معمولاً با delicate, fine, healthy, break, chip, crack, structure, marrow, cancer, every bone in somebody’s body, skin and bone همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Bone چیست؟

Confusing bone with other body parts like muscle or cartilage. Using plural 'bones' when referring to a single type as in 'a chicken bone.'

Bone چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/bəʊn/"]/, UK: /["/bəʊn/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Bone استفاده کنم؟

از «استخوان» در متن‌های مربوط به آناتومی یا آشپزی استفاده کن. توی موضوعات بی‌ربط یا حرف‌های خیلی خودمونی استفاده نکن.

سطح CEFR برای Bone چیست؟

"Bone" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.