معنی به فارسی

A2noun1K

اسباب بازی

UK/["/tɔɪ/"]/US/["/tɔɪ/"]/

معنی Toy

وسیله‌ای که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند.

In simple words: An object for children to play with.

یه چیزی که بچه‌ها باهاش بازی می‌کنن.

Toy در یک جمله

  • **cuddly/stuffed toys**اسباب‌بازی‌های نرم و پشمالو
  • The children were playing happily with their toys.بچه‌ها با خوشحالی با اسباب‌بازی‌هایشان بازی می‌کردند.
  • a toy shop/storeاسباب‌بازی فروشی
  • She's an entrepreneur and a designer of children's toys.او یک کارآفرین و طراح اسباب‌بازی‌های کودکان است.
  • All kinds of toys can be borrowed from the toy library.انواع اسباب‌بازی‌ها را می‌توان از کتابخانه اسباب‌بازی امانت گرفت.
  • Freddie kept snatching toys from the other children.فردی اسباب‌بازی‌های بچه‌های دیگر را قاپید.
  • executive toysاسباب‌بازی‌های مدیریتی (وسایل تزئینی یا سرگرمی برای میز کار)
  • My latest toy is this espresso coffee maker.آخرین اسباب‌بازی من این دستگاه قهوه‌ساز اسپرسو است.
  • He loved buying cars and expensive toys.او عاشق خریدن ماشین و اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت بود.
  • We realize that people love shiny new toys and the latest tech gear.ما می‌دانیم که مردم عاشق اسباب‌بازی‌های براق و جدید و آخرین تجهیزات تکنولوژی هستند.

چطور از Toy استفاده کنیم

Used in general conversations about children's activities. Appropriate in both casual and educational settings. Avoid in very formal contexts, as it may seem too childish.

معمولاً در مکالمات روزمره درباره‌ی فعالیت‌های بچه‌ها استفاده می‌شود. هم در محیط‌های خودمونی و هم آموزشی مناسب است. در متن‌های خیلی رسمی بهتر است استفاده نشود چون ممکن است کمی بچه‌گانه به نظر برسد.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of a 'toy' train – imagine a small train that brings joy!

واژه‌های مرتبط

Collocations with Toy

Synonyms for Toy

  • plaything

Opposites of Toy

Common mistakes with Toy

  • Confused with 'toys' as a plural form using a singular context.
  • Using 'toy' to describe non-child-related items inaccurately.
  • Mixing 'toy' with 'game' without understanding their differences.

Toy appears in

More words like Toy

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Toy جمله با
  • Toy معنی
  • Toy یعنی چه
  • Toy به فارسی
  • Toy تلفظ
  • Toy جمله برای
  • Toy به انگلیسی
  • ترجمه Toy

پرسش‌های پرتکرار درباره Toy

Toy یعنی چه؟

یه چیزی که بچه‌ها باهاش بازی می‌کنن.

معنی Toy به فارسی چیست؟

یه چیزی که بچه‌ها باهاش بازی می‌کنن.

تعریف Toy چیست؟

وسیله‌ای که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند.

چطور از Toy در یک جمله استفاده کنیم؟

**cuddly/stuffed toys**

می‌توانی مثال دیگری از Toy بزنی؟

The children were playing happily with their toys.

مترادف‌های Toy چیست؟

گزینه‌های رایج شامل plaything است.

متضاد Toy چیست؟

معناهای مخالف شامل tool, work است.

چه واژه‌هایی با Toy می‌آیند؟

معمولاً با cuddly, fluffy, plush, play with, grab, snatch, department, library, shop, cuddly, fluffy, plush, play with, grab, snatch, department, library, shop همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Toy چیست؟

Confused with 'toys' as a plural form using a singular context. Using 'toy' to describe non-child-related items inaccurately. Mixing 'toy' with 'game' without understanding their differences.

Toy چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/tɔɪ/"]/, UK: /["/tɔɪ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Toy استفاده کنم؟

معمولاً در مکالمات روزمره درباره‌ی فعالیت‌های بچه‌ها استفاده می‌شود. هم در محیط‌های خودمونی و هم آموزشی مناسب است. در متن‌های خیلی رسمی بهتر است استفاده نشود چون ممکن است کمی بچه‌گانه به نظر برسد.

سطح CEFR برای Toy چیست؟

"Toy" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.