معنی به فارسی

A2noun1K

فر

UK/["/ˈʌvn/"]/US/["/ˈʌvn/"]/

معنی Oven

قسمتی از اجاق گاز که شبیه جعبه‌ای با در در جلو است و غذا در آن پخته یا گرم می‌شود.

In simple words: A kitchen appliance used for cooking food with heat.

وسیله‌ای در آشپزخانه که برای پختن غذا با حرارت استفاده می‌شود.

Oven در یک جمله

  • Take the cake out of the oven.کیک را از فر بیرون بیاور.
  • Bake in a **preheated oven** for 15–20 minutes.به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در فر از قبل گرم شده بپزید.
  • a gas/an electric ovenفر گازی/برقی
  • a cool/hot/moderate ovenفر سرد/داغ/متوسط
  • Open a window, it's **like an oven** in here!یک پنجره را باز کن، اینجا مثل فر است!
  • Use **oven mitts** to move hot food.برای جابجایی غذای داغ از دستکش فر استفاده کنید.
  • Bake them in a warm oven until risen and golden brown.آنها را در فر گرم بپزید تا پف کنند و طلایی شوند.
  • Preheat the oven to 190°C.فر را روی ۱۹۰ درجه سانتیگراد از قبل گرم کنید.
  • Tandoori food is cooked in a clay oven.غذای تنوری در تنور گلی پخته می‌شود.

چطور از Oven استفاده کنیم

Commonly used in households and professional kitchens. Avoid in very formal writing, where 'thermal cooking device' may be preferred.

معمولاً در خانه‌ها و آشپزخانه‌های حرفه‌ای استفاده می‌شود. در نوشتار بسیار رسمی، ممکن است ترجیح داده شود از «دستگاه پخت حرارتی» استفاده شود.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of 'oven' as the place where food goes in and comes out hot like an 'oven-baked' dish.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Oven

Synonyms for Oven

Opposites of Oven

Common mistakes with Oven

  • Confusing 'oven' with 'stove', which refers to the top cooking surface.
  • Using 'oven' to refer to a microwave, which is a different appliance.

Oven appears in

Oven به زبان‌های دیگر

More words like Oven

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Oven جمله با
  • Oven معنی
  • Oven یعنی چه
  • Oven به فارسی
  • Oven تلفظ
  • Oven جمله برای
  • Oven به انگلیسی
  • ترجمه Oven

پرسش‌های پرتکرار درباره Oven

Oven یعنی چه؟

وسیله‌ای در آشپزخانه که برای پختن غذا با حرارت استفاده می‌شود.

معنی Oven به فارسی چیست؟

وسیله‌ای در آشپزخانه که برای پختن غذا با حرارت استفاده می‌شود.

تعریف Oven چیست؟

قسمتی از اجاق گاز که شبیه جعبه‌ای با در در جلو است و غذا در آن پخته یا گرم می‌شود.

چطور از Oven در یک جمله استفاده کنیم؟

Take the cake out of the oven.

می‌توانی مثال دیگری از Oven بزنی؟

Bake in a **preheated oven** for 15–20 minutes.

مترادف‌های Oven چیست؟

گزینه‌های رایج شامل cooker, heat source, roaster است.

متضاد Oven چیست؟

معناهای مخالف شامل freezer, cold است.

چه واژه‌هایی با Oven می‌آیند؟

معمولاً با electric, gas, microwave, turn on, heat, preheat, heat, heat up, cool, dish, glove, mitt, in an/​the oven همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Oven چیست؟

Confusing 'oven' with 'stove', which refers to the top cooking surface. Using 'oven' to refer to a microwave, which is a different appliance.

Oven چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ˈʌvn/"]/, UK: /["/ˈʌvn/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Oven استفاده کنم؟

معمولاً در خانه‌ها و آشپزخانه‌های حرفه‌ای استفاده می‌شود. در نوشتار بسیار رسمی، ممکن است ترجیح داده شود از «دستگاه پخت حرارتی» استفاده شود.

سطح CEFR برای Oven چیست؟

"Oven" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.