معنی به فارسی
فر
معنی Oven
قسمتی از اجاق گاز که شبیه جعبهای با در در جلو است و غذا در آن پخته یا گرم میشود.
In simple words: A kitchen appliance used for cooking food with heat.
وسیلهای در آشپزخانه که برای پختن غذا با حرارت استفاده میشود.
Oven در یک جمله
- Take the cake out of the oven.کیک را از فر بیرون بیاور.
- Bake in a **preheated oven** for 15–20 minutes.به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در فر از قبل گرم شده بپزید.
- a gas/an electric ovenفر گازی/برقی
- a cool/hot/moderate ovenفر سرد/داغ/متوسط
- Open a window, it's **like an oven** in here!یک پنجره را باز کن، اینجا مثل فر است!
- Use **oven mitts** to move hot food.برای جابجایی غذای داغ از دستکش فر استفاده کنید.
- Bake them in a warm oven until risen and golden brown.آنها را در فر گرم بپزید تا پف کنند و طلایی شوند.
- Preheat the oven to 190°C.فر را روی ۱۹۰ درجه سانتیگراد از قبل گرم کنید.
- Tandoori food is cooked in a clay oven.غذای تنوری در تنور گلی پخته میشود.
چطور از Oven استفاده کنیم
Commonly used in households and professional kitchens. Avoid in very formal writing, where 'thermal cooking device' may be preferred.
معمولاً در خانهها و آشپزخانههای حرفهای استفاده میشود. در نوشتار بسیار رسمی، ممکن است ترجیح داده شود از «دستگاه پخت حرارتی» استفاده شود.
Grammar pattern
standalone noun
Memory hint
Think of 'oven' as the place where food goes in and comes out hot like an 'oven-baked' dish.
واژههای مرتبط
Oven appears in
Oven به زبانهای دیگر
- Arabicالعربية
فرن
جهاز مطبخ يستخدم لطهي الطعام بالحرارة.
- Bengaliবাংলা
ওভেন
খাবার রান্না করার জন্য তাপ ব্যবহার করা একটি রান্নাঘরের যন্ত্র।
- GermanDeutsch
Backofen
Ein Küchengerät zum Garen von Speisen mit Hitze.
- SpanishEspañol
Horno
Un electrodoméstico de cocina utilizado para cocinar alimentos con calor.
- FrenchFrançais
Four
Un appareil de cuisine utilisé pour cuire les aliments par la chaleur.
- Hindiहिन्दी
ओवन
खाना पकाने के लिए इस्तेमाल होने वाला एक किचन उपकरण।
- ItalianItaliano
Forno
Un elettrodomestico da cucina usato per cucinare cibi con il calore.
- PortuguesePortuguês
Forno
Um eletrodoméstico de cozinha usado para cozinhar alimentos com calor.
- RussianРусский
Духовка
Кухонный прибор для приготовления пищи с помощью нагрева.
- Urduاردو
تندور، تنور
کھانا پکانے کے لیے استعمال ہونے والا ایک باورچی خانے کا آلہ۔
- Chinese中文
烤箱
一种用于加热食物的厨房电器。
More words like Oven
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Oven جمله با
- Oven معنی
- Oven یعنی چه
- Oven به فارسی
- Oven تلفظ
- Oven جمله برای
- Oven به انگلیسی
- ترجمه Oven
پرسشهای پرتکرار درباره Oven
Oven یعنی چه؟
وسیلهای در آشپزخانه که برای پختن غذا با حرارت استفاده میشود.
معنی Oven به فارسی چیست؟
وسیلهای در آشپزخانه که برای پختن غذا با حرارت استفاده میشود.
تعریف Oven چیست؟
قسمتی از اجاق گاز که شبیه جعبهای با در در جلو است و غذا در آن پخته یا گرم میشود.
چطور از Oven در یک جمله استفاده کنیم؟
Take the cake out of the oven.
میتوانی مثال دیگری از Oven بزنی؟
Bake in a **preheated oven** for 15–20 minutes.
مترادفهای Oven چیست؟
گزینههای رایج شامل cooker, heat source, roaster است.
متضاد Oven چیست؟
معناهای مخالف شامل freezer, cold است.
چه واژههایی با Oven میآیند؟
معمولاً با electric, gas, microwave, turn on, heat, preheat, heat, heat up, cool, dish, glove, mitt, in an/the oven همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Oven چیست؟
Confusing 'oven' with 'stove', which refers to the top cooking surface. Using 'oven' to refer to a microwave, which is a different appliance.
Oven چطور تلفظ میشود؟
US: /["/ˈʌvn/"]/, UK: /["/ˈʌvn/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Oven استفاده کنم؟
معمولاً در خانهها و آشپزخانههای حرفهای استفاده میشود. در نوشتار بسیار رسمی، ممکن است ترجیح داده شود از «دستگاه پخت حرارتی» استفاده شود.
سطح CEFR برای Oven چیست؟
"Oven" در سطح A2 از مقیاس CEFR قرار دارد.


