معنی به فارسی

B1verb1K

سرخ کردن، سوختن

UK/["/fraɪ/","/fraɪz/","/fraɪd/","/ˈfraɪɪŋ/"]/US/["/fraɪ/","/fraɪz/","/fraɪd/","/ˈfraɪɪŋ/"]/

معنی Fry

پختن چیزی در روغن یا چربی داغ؛ پخته شدن در روغن یا چربی داغ

In simple words: To cook food in hot oil until it's crispy.

غذا رو توی روغن داغ می‌پزنن تا ترد بشه.

Fry در یک جمله

  • fried fishماهی سرخ‌کرده
  • We had fried chicken for dinner.برای شام مرغ سوخاری خوردیم.
  • the smell of bacon fryingبوی سرخ شدن بیکن
  • Fry the onions gently in oil.پیازها رو آروم توی روغن سرخ کن.
  • You'll fry on the beach if you're not careful.اگه مراقب نباشی، روی ساحل می‌سوزی.

چطور از Fry استفاده کنیم

Use 'fry' when talking about cooking in oil. It’s commonly used in informal and everyday contexts. Avoid in very formal culinary texts.

وقتی درباره‌ی پختن با روغن حرف می‌زنی از «سرخ کردن» استفاده کن. معمولاً توی حرف‌های خودمونی و روزمره به کار می‌ره. توی متن‌های خیلی رسمی آشپزی استفاده نکن.

Grammar pattern

fry + object

Memory hint

Think of the sound 'fry' like a sizzling sound of food in hot oil.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Fry

Synonyms for Fry

  • sauté
  • sear
  • pan-fry
  • deep-fry
  • cook

Opposites of Fry

Common mistakes with Fry

  • Confusing 'fry' with 'bake' — frying is in oil, baking is in the oven.
  • Using 'fry' without an object — it should always be something you are frying.
  • Incorrect verb forms — forgetting the past tense 'fried'.

Fry appears in

Fry به زبان‌های دیگر

More words like Fry

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Fry جمله با
  • Fry معنی
  • Fry یعنی چه
  • Fry به فارسی
  • Fry تلفظ
  • Fry جمله برای
  • Fry به انگلیسی
  • ترجمه Fry

پرسش‌های پرتکرار درباره Fry

Fry یعنی چه؟

غذا رو توی روغن داغ می‌پزنن تا ترد بشه.

معنی Fry به فارسی چیست؟

غذا رو توی روغن داغ می‌پزنن تا ترد بشه.

تعریف Fry چیست؟

پختن چیزی در روغن یا چربی داغ؛ پخته شدن در روغن یا چربی داغ

چطور از Fry در یک جمله استفاده کنیم؟

fried fish

می‌توانی مثال دیگری از Fry بزنی؟

We had fried chicken for dinner.

مترادف‌های Fry چیست؟

گزینه‌های رایج شامل sauté, sear, pan-fry, deep-fry, cook است.

متضاد Fry چیست؟

معناهای مخالف شامل boil, steam است.

چه واژه‌هایی با Fry می‌آیند؟

معمولاً با gently, lightly, in همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Fry چیست؟

Confusing 'fry' with 'bake' — frying is in oil, baking is in the oven. Using 'fry' without an object — it should always be something you are frying. Incorrect verb forms — forgetting the past tense 'fried'.

Fry چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/fraɪ/","/fraɪz/","/fraɪd/","/ˈfraɪɪŋ/"]/, UK: /["/fraɪ/","/fraɪz/","/fraɪd/","/ˈfraɪɪŋ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Fry استفاده کنم؟

وقتی درباره‌ی پختن با روغن حرف می‌زنی از «سرخ کردن» استفاده کن. معمولاً توی حرف‌های خودمونی و روزمره به کار می‌ره. توی متن‌های خیلی رسمی آشپزی استفاده نکن.

سطح CEFR برای Fry چیست؟

"Fry" در سطح B1 از مقیاس CEFR قرار دارد.