معنی به فارسی

formal10K+

فرستاده

UK//ˈɛnvɔɪ//US//ˈɛnˌvɔɪ//

معنی Envoy

شخصی که برای ارسال پیام یا نمایندگی از دیگری فرستاده می‌شود، به‌ویژه در دیپلماسی.

In simple words: A person sent to deliver a message or represent someone.

شخصی که برای ارسال پیام یا نمایندگی از کسی فرستاده می‌شود.

Envoy در یک جمله

  • The government sent an **envoy** to negotiate peace talks.دولت یک **فرستاده** برای مذاکره در مورد گفتگوهای صلح فرستاد.
  • The **envoy** delivered a message from the president.**فرستاده** پیامی از طرف رئیس‌جمهور را تحویل داد.
  • An **envoy** from the United Nations arrived yesterday.یک **فرستاده** از سازمان ملل دیروز رسید.
  • She agreed to be the **envoy** for the charity organization.او موافقت کرد که **فرستاده** سازمان خیریه باشد.
  • The special **envoy** is tasked with addressing climate change.**فرستاده** ویژه مسئول رسیدگی به تغییرات اقلیمی است.

چطور از Envoy استفاده کنیم

Used in diplomatic or formal contexts. Not commonly used in casual conversation. Can refer to official representatives in politics or negotiations.

در زمینه‌های دیپلماتیک یا رسمی استفاده می‌شود. در مکالمات غیررسمی معمولاً استفاده نمی‌شود. می‌تواند به نمایندگان رسمی در سیاست یا مذاکرات اشاره کند.

Grammar pattern

noun + is/are + envoy

Memory hint

Think of an envoy as an 'envoy of peace' on a mission.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Envoy

  • special envoy
  • diplomatic envoy
  • envoy extraordinary
  • envoy at large

Synonyms for Envoy

Common mistakes with Envoy

  • Confused with 'envoy' vs 'envoyé', mistakenly using a different form.
  • Using 'envoy' as a verb, when it is strictly a noun.
  • Mispronouncing 'envoy' by emphasizing the wrong syllable.

Compare Envoy with Representative, Delegate, Ambassador, Agent

Envoy appears in

Envoy به زبان‌های دیگر

More s like Envoy

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Envoy جمله با
  • Envoy معنی
  • Envoy یعنی چه
  • Envoy به فارسی
  • Envoy تلفظ
  • Envoy جمله برای
  • Envoy به انگلیسی
  • ترجمه Envoy

پرسش‌های پرتکرار درباره Envoy

Envoy یعنی چه؟

شخصی که برای ارسال پیام یا نمایندگی از کسی فرستاده می‌شود.

معنی Envoy به فارسی چیست؟

شخصی که برای ارسال پیام یا نمایندگی از کسی فرستاده می‌شود.

تعریف Envoy چیست؟

شخصی که برای ارسال پیام یا نمایندگی از دیگری فرستاده می‌شود، به‌ویژه در دیپلماسی.

چطور از Envoy در یک جمله استفاده کنیم؟

The government sent an **envoy** to negotiate peace talks.

می‌توانی مثال دیگری از Envoy بزنی؟

The **envoy** delivered a message from the president.

مترادف‌های Envoy چیست؟

گزینه‌های رایج شامل representative, delegate, messenger, ambassador, agent است.

چه واژه‌هایی با Envoy می‌آیند؟

معمولاً با special envoy, diplomatic envoy, envoy extraordinary, envoy at large همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Envoy چیست؟

Confused with 'envoy' vs 'envoyé', mistakenly using a different form. Using 'envoy' as a verb, when it is strictly a noun. Mispronouncing 'envoy' by emphasizing the wrong syllable.

Envoy چطور تلفظ می‌شود؟

US: //ˈɛnˌvɔɪ//, UK: //ˈɛnvɔɪ//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

Envoy رسمی است یا غیررسمی؟

"Envoy" رسمی است، پس برای گفت‌وگوهای حرفه‌ای، کاری یا دانشگاهی مناسب است.

چه زمانی باید از Envoy استفاده کنم؟

در زمینه‌های دیپلماتیک یا رسمی استفاده می‌شود. در مکالمات غیررسمی معمولاً استفاده نمی‌شود. می‌تواند به نمایندگان رسمی در سیاست یا مذاکرات اشاره کند.