معنی به فارسی
ترد، ترد و تازه
معنی Crisp
Firm and crunchy, especially in reference to food.
سفت و ترد، به خصوص در مورد غذا.
In simple words: Nice and firm, or fresh and clear.
خوشفرم و سفت، یا تازه و شفاف.
Crisp در یک جمله
- The salad was fresh with crisp lettuce leaves.سالاد با برگهای کاهوی ترد و تازه بود.
- She enjoyed the sound of the crisp autumn leaves underfoot.او از صدای خشخش برگهای پاییزی ترد زیر پایش لذت برد.
- I love eating crisp potato chips as a snack.من عاشق خوردن چیپس ترد به عنوان میانوعده هستم.
- The photographer achieved a crisp image of the landscape.عکاس تصویری واضح از منظره گرفت.
- His crisp, clear voice held everyone's attention.صدای واضح و شفاف او همه را مجذوب خود کرد.
- The morning air was crisp and refreshing.هوای صبحگاهی ترد و تازه بود.
- The crisp bite of the apple was delightful.گاز زدن ترد سیب لذتبخش بود.
- We need a crisp design for the new logo.ما به یک طرح واضح برای لوگوی جدید نیاز داریم.
چطور از Crisp استفاده کنیم
Use 'crisp' to describe food that is firm and fresh, like apples or chips. It can also describe clear and bright sounds or images. Avoid using in overly formal contexts.
از «ترد» برای توصیف غذاهایی که سفت و تازه هستند، مانند سیب یا چیپس، استفاده کنید. همچنین میتواند صداها یا تصاویر واضح و روشن را توصیف کند. از استفاده در زمینههای بیش از حد رسمی خودداری کنید.
Grammar pattern
standalone adjective
Memory hint
Think of a crisp apple, fresh and firm when you bite it.
واژههای مرتبط
Collocations with Crisp
- crisp texture
- crisp sound
- crisp air
- crisp edges
- crisp winter morning
Opposites of Crisp
- soft
- soggy
- bland
Common mistakes with Crisp
- Confused with 'crisped', the past tense form.
- Using 'crisp' to describe soft or mushy items.
- Confusing 'crisp' with 'crisper', which refers to a storage compartment.
Crisp appears in
More words like Crisp
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Crisp جمله با
- Crisp معنی
- Crisp یعنی چه
- Crisp به فارسی
- Crisp تلفظ
- Crisp جمله برای
- Crisp به انگلیسی
- ترجمه Crisp
پرسشهای پرتکرار درباره Crisp
Crisp یعنی چه؟
خوشفرم و سفت، یا تازه و شفاف.
معنی Crisp به فارسی چیست؟
خوشفرم و سفت، یا تازه و شفاف.
تعریف Crisp چیست؟
سفت و ترد، به خصوص در مورد غذا.
چطور از Crisp در یک جمله استفاده کنیم؟
The salad was fresh with crisp lettuce leaves.
میتوانی مثال دیگری از Crisp بزنی؟
She enjoyed the sound of the crisp autumn leaves underfoot.
مترادفهای Crisp چیست؟
گزینههای رایج شامل crunchy, firm, fresh, clear, sharp است.
متضاد Crisp چیست؟
معناهای مخالف شامل soft, soggy, bland است.
چه واژههایی با Crisp میآیند؟
معمولاً با crisp texture, crisp sound, crisp air, crisp edges, crisp winter morning همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Crisp چیست؟
Confused with 'crisped', the past tense form. Using 'crisp' to describe soft or mushy items. Confusing 'crisp' with 'crisper', which refers to a storage compartment.
Crisp چطور تلفظ میشود؟
US: //krɪsp//, UK: //krɪsp//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Crisp استفاده کنم؟
از «ترد» برای توصیف غذاهایی که سفت و تازه هستند، مانند سیب یا چیپس، استفاده کنید. همچنین میتواند صداها یا تصاویر واضح و روشن را توصیف کند. از استفاده در زمینههای بیش از حد رسمی خودداری کنید.
