معنی به فارسی

2K

تصادف کرد، خراب شد

UK//kræʃt//US//kræʃt//

معنی Crashed

To collide violently, causing damage; also used for systems failing.

به شدت برخورد کردن و آسیب دیدن؛ همچنین برای از کار افتادن سیستم‌ها استفاده می‌شود.

In simple words: When something hits and breaks suddenly, or a computer stops working.

وقتی چیزی ناگهان برخورد می‌کند و می‌شکند، یا کامپیوتر از کار می‌افتد.

Crashed در یک جمله

  • The car crashed into the tree at high speed.ماشین با سرعت زیاد به درخت تصادف کرد.
  • She crashed her bike while trying to avoid a dog.او هنگام تلاش برای جاخالی دادن به سگ، دوچرخه‌اش را به زمین زد.
  • The computer crashed during the software update.کامپیوتر در طول به‌روزرسانی نرم‌افزار از کار افتاد.
  • After hours of use, the game crashed unexpectedly.
  • He crashed the party after receiving an invitation.

چطور از Crashed استفاده کنیم

Use 'crashed' in situations involving accidents or failures. It's common in both casual and formal contexts.

از 'تصادف کرد' در موقعیت‌های مربوط به حوادث یا خرابی‌ها استفاده کنید. هم در زمینه‌های غیررسمی و هم رسمی رایج است.

Grammar pattern

crashed + object

Memory hint

Think of a car that crashes and makes a loud sound.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Crashed

  • car crashed
  • computer crashed
  • crashed into
  • crashed down
  • crashed party

Synonyms for Crashed

  • collided
  • smashed
  • broke down
  • failed

Opposites of Crashed

Common mistakes with Crashed

  • Confusing 'crashed' with 'crash' as a noun.
  • Using 'crashed' with a subject that is not capable of crashing (e.g., a person).
  • Mixing up tenses; remember it's past tense.

Crashed appears in

More words like Crashed

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Crashed جمله با
  • Crashed معنی
  • Crashed یعنی چه
  • Crashed به فارسی
  • Crashed تلفظ
  • Crashed جمله برای
  • Crashed به انگلیسی
  • ترجمه Crashed

پرسش‌های پرتکرار درباره Crashed

Crashed یعنی چه؟

وقتی چیزی ناگهان برخورد می‌کند و می‌شکند، یا کامپیوتر از کار می‌افتد.

معنی Crashed به فارسی چیست؟

وقتی چیزی ناگهان برخورد می‌کند و می‌شکند، یا کامپیوتر از کار می‌افتد.

تعریف Crashed چیست؟

به شدت برخورد کردن و آسیب دیدن؛ همچنین برای از کار افتادن سیستم‌ها استفاده می‌شود.

چطور از Crashed در یک جمله استفاده کنیم؟

The car crashed into the tree at high speed.

می‌توانی مثال دیگری از Crashed بزنی؟

She crashed her bike while trying to avoid a dog.

مترادف‌های Crashed چیست؟

گزینه‌های رایج شامل collided, smashed, broke down, failed است.

متضاد Crashed چیست؟

معناهای مخالف شامل repaired, fixed, success است.

چه واژه‌هایی با Crashed می‌آیند؟

معمولاً با car crashed, computer crashed, crashed into, crashed down, crashed party همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Crashed چیست؟

Confusing 'crashed' with 'crash' as a noun. Using 'crashed' with a subject that is not capable of crashing (e.g., a person). Mixing up tenses; remember it's past tense.

Crashed چطور تلفظ می‌شود؟

US: //kræʃt//, UK: //kræʃt//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Crashed استفاده کنم؟

از 'تصادف کرد' در موقعیت‌های مربوط به حوادث یا خرابی‌ها استفاده کنید. هم در زمینه‌های غیررسمی و هم رسمی رایج است.