معنی به فارسی

B2noun2K

بادکنک

UK/["/bəˈluːn/"]/US/["/bəˈluːn/"]/

معنی Balloon

a small bag made of very thin rubber that becomes larger and rounder when you fill it with air or gas. Balloons are brightly coloured and used as decorations or toys.

یک کیسه کوچک ساخته شده از لاستیک بسیار نازک که وقتی آن را با هوا یا گاز پر می‌کنید بزرگتر و گردتر می‌شود. بادکنک‌ها رنگ‌های روشن دارند و به عنوان تزئینات یا اسباب‌بازی استفاده می‌شوند.

In simple words: A small, flexible bag that you can fill with air or gas.

یک کیسه کوچک و انعطاف‌پذیر که می‌توانید آن را با هوا یا گاز پر کنید.

Balloon در یک جمله

  • **to blow up/burst/pop a balloon****بادکنک را باد کردن/ترکاندن/پاپ کردن**
  • My balloon has burst!بادکنک من ترکید!
  • A thousand balloons were released to mark the event.هزار بادکنک برای بزرگداشت این رویداد آزاد شد.
  • They tied the balloons to the back of the car.آنها بادکنک‌ها را به پشت ماشین بستند.
  • helium balloons for the children's partyبادکنک‌های هلیومی برای مهمانی بچه‌ها
  • We went up in a balloon.ما با یک بادکنک به هوا رفتیم.
  • She crossed the Atlantic in a hot-air balloon.او اقیانوس اطلس را با یک بادکنک هوای داغ عبور کرد.
  • My suggestion went down like a lead balloon.پیشنهاد من مثل یک بادکنک سنگین به زمین خورد.
  • We have to get out of here before the balloon goes up!باید قبل از اینکه بادکنک بالا برود، از اینجا برویم!

چطور از Balloon استفاده کنیم

Used in both casual and festive contexts, like parties. Less common in formal writing.

در موقعیت‌های غیررسمی و جشن‌ها استفاده می‌شود، مانند مهمانی‌ها. در نوشتار رسمی کمتر رایج است.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of a balloon floating high, making a 'boom' sound when it pops!

واژه‌های مرتبط

Collocations with Balloon

Synonyms for Balloon

  • airship
  • inflatable
  • blimp

Opposites of Balloon

  • deflation
  • popped balloon
  • flat

Common mistakes with Balloon

  • Confusing the word with 'ball' which is a different object.
  • Mispronouncing as 'baloon' instead of 'buh-LOON'.

Balloon appears in

Balloon به زبان‌های دیگر

More words like Balloon

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Balloon جمله با
  • Balloon معنی
  • Balloon یعنی چه
  • Balloon به فارسی
  • Balloon تلفظ
  • Balloon جمله برای
  • Balloon به انگلیسی
  • ترجمه Balloon

پرسش‌های پرتکرار درباره Balloon

Balloon یعنی چه؟

یک کیسه کوچک و انعطاف‌پذیر که می‌توانید آن را با هوا یا گاز پر کنید.

معنی Balloon به فارسی چیست؟

یک کیسه کوچک و انعطاف‌پذیر که می‌توانید آن را با هوا یا گاز پر کنید.

تعریف Balloon چیست؟

یک کیسه کوچک ساخته شده از لاستیک بسیار نازک که وقتی آن را با هوا یا گاز پر می‌کنید بزرگتر و گردتر می‌شود. بادکنک‌ها رنگ‌های روشن دارند و به عنوان تزئینات یا اسباب‌بازی استفاده می‌شوند.

چطور از Balloon در یک جمله استفاده کنیم؟

**to blow up/burst/pop a balloon**

می‌توانی مثال دیگری از Balloon بزنی؟

My balloon has burst!

مترادف‌های Balloon چیست؟

گزینه‌های رایج شامل airship, inflatable, blimp است.

متضاد Balloon چیست؟

معناهای مخالف شامل deflation, popped balloon, flat است.

چه واژه‌هایی با Balloon می‌آیند؟

معمولاً با helium, water, colourful/​colorful, blow up, inflate, burst, burst, pop, barrage, hot-air, weather, go up in, launch, release, float by, float over, float up, flight, race, in a balloon همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Balloon چیست؟

Confusing the word with 'ball' which is a different object. Mispronouncing as 'baloon' instead of 'buh-LOON'.

Balloon چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/bəˈluːn/"]/, UK: /["/bəˈluːn/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Balloon استفاده کنم؟

در موقعیت‌های غیررسمی و جشن‌ها استفاده می‌شود، مانند مهمانی‌ها. در نوشتار رسمی کمتر رایج است.

سطح CEFR برای Balloon چیست؟

"Balloon" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.