معنی به فارسی

C1verb3K

شلاق، شلاق زدن، هم زدن

UK/["/wɪp/","/wɪps/","/wɪpt/","/ˈwɪpɪŋ/"]/US/["/wɪp/","/wɪps/","/wɪpt/","/ˈwɪpɪŋ/"]/

معنی Whip

to hit a person or an animal hard with a whip, as a punishment or to make them go faster or work harder

یعنی با شلاق یا یه چیزی شبیه اون، محکم به یه آدم یا حیوون بزنی. مثلاً برای تنبیه یا اینکه مجبورشون کنی تندتر برن یا بیشتر کار کنن.

In simple words: A long, flexible tool used to hit or control animals.

یه ابزار بلند و انعطاف‌پذیر که برای زدن یا کنترل حیوونا استفاده میشه.

Whip در یک جمله

  • The coach decided to whip the team into shape before the big game.مربی تصمیم گرفت قبل از بازی بزرگ، تیم رو حسابی آماده کنه.
  • He used a whip to urge the horses to run faster during the race.اون از شلاق استفاده کرد تا اسب‌ها رو توی مسابقه مجبور کنه تندتر بدوئن.
  • She accidentally whipped cream all over the kitchen counter.اون تصادفی خامه رو موقع هم زدن، همه جای پیشخوان آشپزخونه پاشید.
  • The chef knows how to whip egg whites until they are stiff and fluffy.آشپز بلده چطور سفیده تخم‌مرغ رو اونقدر هم بزنه تا سفت و پفکی بشه.
  • The politician was able to whip the votes necessary to pass the bill.سیاستمدار تونست رای‌های لازم رو برای تصویب لایحه جمع کنه.
  • He learned to whip the mare gently without causing her pain.اون یاد گرفت چطور مادیون رو آروم شلاق بزنه بدون اینکه بهش آسیبی برسه.
  • To make the dessert, you have to whip the cream until it forms peaks.برای درست کردن این دسر، باید خامه رو اونقدر هم بزنی تا فرم بگیره (مثل قله‌های کوچیک).

چطور از Whip استفاده کنیم

Use 'whip' in contexts like horse riding or in figurative language to describe quick actions. It's not used in casual conversations or to describe violence.

این کلمه رو معمولاً توی موقعیت‌هایی مثل اسب‌سواری یا به صورت استعاری برای کارهای سریع به کار می‌برن. توی حرفای روزمره یا برای توصیف خشونت به طور کلی استفاده نمیشه.

Grammar pattern

whip + object

Memory hint

Think of a 'whip' cracking like a loud sound that commands attention.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Whip

  • soundly
  • lightly
  • up

Synonyms for Whip

  • lash
  • flail
  • quirt
  • strap
  • cord

Opposites of Whip

Common mistakes with Whip

  • Confusing 'whip' with 'whipped' as a past tense.
  • Using it as a noun for something other than a tool.
  • Confusing with 'wip' which stands for work in progress.

Whip appears in

Whip به زبان‌های دیگر

More words like Whip

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Whip جمله با
  • Whip معنی
  • Whip یعنی چه
  • Whip به فارسی
  • Whip تلفظ
  • Whip جمله برای
  • Whip به انگلیسی
  • ترجمه Whip

پرسش‌های پرتکرار درباره Whip

Whip یعنی چه؟

یه ابزار بلند و انعطاف‌پذیر که برای زدن یا کنترل حیوونا استفاده میشه.

معنی Whip به فارسی چیست؟

یه ابزار بلند و انعطاف‌پذیر که برای زدن یا کنترل حیوونا استفاده میشه.

تعریف Whip چیست؟

یعنی با شلاق یا یه چیزی شبیه اون، محکم به یه آدم یا حیوون بزنی. مثلاً برای تنبیه یا اینکه مجبورشون کنی تندتر برن یا بیشتر کار کنن.

چطور از Whip در یک جمله استفاده کنیم؟

The coach decided to whip the team into shape before the big game.

می‌توانی مثال دیگری از Whip بزنی؟

He used a whip to urge the horses to run faster during the race.

مترادف‌های Whip چیست؟

گزینه‌های رایج شامل lash, flail, quirt, strap, cord است.

متضاد Whip چیست؟

معناهای مخالف شامل slow down, restrain است.

چه واژه‌هایی با Whip می‌آیند؟

معمولاً با soundly, lightly, up همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Whip چیست؟

Confusing 'whip' with 'whipped' as a past tense. Using it as a noun for something other than a tool. Confusing with 'wip' which stands for work in progress.

Whip چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/wɪp/","/wɪps/","/wɪpt/","/ˈwɪpɪŋ/"]/, UK: /["/wɪp/","/wɪps/","/wɪpt/","/ˈwɪpɪŋ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Whip استفاده کنم؟

این کلمه رو معمولاً توی موقعیت‌هایی مثل اسب‌سواری یا به صورت استعاری برای کارهای سریع به کار می‌برن. توی حرفای روزمره یا برای توصیف خشونت به طور کلی استفاده نمیشه.

سطح CEFR برای Whip چیست؟

"Whip" در سطح C1 از مقیاس CEFR قرار دارد.