معنی به فارسی

B2noun2K

سبزی

UK/["/hɜːb/"]/US/["/ɜːrb//hɜːrb/"]/

معنی Herb

a plant whose leaves, flowers or seeds are used to add taste to food, in medicines or for their pleasant smell. parsley, mint and oregano are all herbs.

گیاهی که برگ‌ها، گل‌ها یا دانه‌های آن برای طعم دادن به غذا، در داروها یا به خاطر بوی خوشش استفاده می‌شود. جعفری، نعنا و پونه کوهی همگی سبزی هستند.

In simple words: A green plant used to flavor food or for medicine.

یه گیاه سبزی که برای طعم دادن به غذا یا برای دارو استفاده می‌شه.

Herb در یک جمله

  • a herb gardenیک باغچه سبزیجات
  • an herb gardenیک باغچه سبزیجات
  • Add a teaspoonful of mixed herbs.یک قاشق چای‌خوری سبزیجات مخلوط اضافه کنید.
  • Ali recommends taking herbs to facilitate recovery.علی برای تسریع بهبودی مصرف سبزیجات را توصیه می‌کند.
  • Serve cold, garnished with fresh herbs.سرد سرو کنید، با سبزیجات تازه تزئین شده.
  • The shop sells a large range of herbs and spices.این مغازه طیف وسیعی از سبزیجات و ادویه‌جات را می‌فروشد.

چطور از Herb استفاده کنیم

Used in cooking or medicine contexts. Not typically used in formal writing about plants in general. Avoid using it in very casual conversations.

معمولاً در آشپزی یا پزشکی استفاده می‌شه. معمولاً در نوشته‌های رسمی در مورد گیاهان به طور کلی استفاده نمی‌شه. از استفاده‌اش در مکالمات خیلی خودمونی خودداری کنید.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of 'herb' as 'her balmy garden' where you find fresh flavors.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Herb

Synonyms for Herb

Opposites of Herb

Common mistakes with Herb

  • Confused with 'herb' vs 'erb' pronunciation in some accents.
  • Using 'herb' only for medicinal plants instead of flavoring.
  • Wrongly pluralizing as 'herbs' in non-culinary contexts.

Compare Herb with Spice, Plant, Botanical

Herb appears in

Herb به زبان‌های دیگر

More words like Herb

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Herb جمله با
  • Herb معنی
  • Herb یعنی چه
  • Herb به فارسی
  • Herb تلفظ
  • Herb جمله برای
  • Herb به انگلیسی
  • ترجمه Herb

پرسش‌های پرتکرار درباره Herb

Herb یعنی چه؟

یه گیاه سبزی که برای طعم دادن به غذا یا برای دارو استفاده می‌شه.

معنی Herb به فارسی چیست؟

یه گیاه سبزی که برای طعم دادن به غذا یا برای دارو استفاده می‌شه.

تعریف Herb چیست؟

گیاهی که برگ‌ها، گل‌ها یا دانه‌های آن برای طعم دادن به غذا، در داروها یا به خاطر بوی خوشش استفاده می‌شود. جعفری، نعنا و پونه کوهی همگی سبزی هستند.

چطور از Herb در یک جمله استفاده کنیم؟

a herb garden

می‌توانی مثال دیگری از Herb بزنی؟

an herb garden

مترادف‌های Herb چیست؟

گزینه‌های رایج شامل spice, plant, botanical, flavoring, seasoning است.

متضاد Herb چیست؟

معناهای مخالف شامل weed است.

چه واژه‌هایی با Herb می‌آیند؟

معمولاً با dried, fresh, wild, bunch, garnish something with, add, use, bed, garden, species, herbs and spices همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Herb چیست؟

Confused with 'herb' vs 'erb' pronunciation in some accents. Using 'herb' only for medicinal plants instead of flavoring. Wrongly pluralizing as 'herbs' in non-culinary contexts.

Herb چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ɜːrb//hɜːrb/"]/, UK: /["/hɜːb/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Herb استفاده کنم؟

معمولاً در آشپزی یا پزشکی استفاده می‌شه. معمولاً در نوشته‌های رسمی در مورد گیاهان به طور کلی استفاده نمی‌شه. از استفاده‌اش در مکالمات خیلی خودمونی خودداری کنید.

سطح CEFR برای Herb چیست؟

"Herb" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.