معنی به فارسی

C1noun1K

فیلتر کردن، صافی

UK/["/ˈfɪltə(r)/"]/US/["/ˈfɪltər/"]/

معنی Filter

یه وسیله‌ای که مایع یا گاز از داخلش رد میشه و چیزای اضافه و ناخواسته رو جدا می‌کنه. مثلاً کاغذ صافی قهوه یا فیلتر روغن ماشین.

In simple words: To remove unwanted parts from something.

جدا کردن چیزای ناخواسته از یه چیزی.

Filter در یک جمله

  • an **air/oil filter**یه فیلتر هوا/روغن
  • a **coffee/water filter**یه فیلتر قهوه/آب
  • **filter paper** for the coffee machineکاغذ صافی برای دستگاه قهوه‌ساز
  • The camera has an anti-glare filter.دوربین یه فیلتر ضد انعکاس نور داره.
  • When you do a search, there are filters for size and brand.وقتی یه چیزی رو سرچ می‌کنی، فیلترهایی برای سایز و برند وجود داره.
  • **Spam filters** block out almost all threats.فیلترهای اسپم تقریباً جلوی همه تهدیدها رو می‌گیرن.
  • The software allows you to apply filters, remove blemishes and add text to your images.این نرم‌افزار بهت اجازه میده فیلترهایی رو اعمال کنی، لکه‌ها رو حذف کنی و به عکس‌هات متن اضافه کنی.
  • a filter laneیه لاین فیلتر (لاین مخصوص برای عبور از فیلتر)

چطور از Filter استفاده کنیم

Use 'filter' in contexts like photography, manufacturing, or data analysis. It’s appropriate in both everyday and professional settings, but avoid it in very casual conversations.

کلمه 'فیلتر' رو میشه تو جاهایی مثل عکاسی، صنعت یا تحلیل داده استفاده کرد. هم تو مکالمه‌های روزمره و هم حرفه‌ای کاربرد داره، ولی شاید تو حرف‌های خیلی خودمونی یه کم رسمی باشه.

Grammar pattern

filter + object

Memory hint

Think of a coffee filter; it lets coffee through but keeps the grounds out.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Filter

  • filter the water
  • filter out noise
  • apply a filter
  • data filter
  • coffee filter

Synonyms for Filter

Opposites of Filter

Common mistakes with Filter

  • Confused with 'sleek' vs 'sleeked'
  • Using 'filtering' without an object
  • Mistaking 'filter' for 'funnel'

Compare Filter with Strain, Screen, Remove

Filter appears in

Filter به زبان‌های دیگر

More words like Filter

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Filter جمله با
  • Filter معنی
  • Filter یعنی چه
  • Filter به فارسی
  • Filter تلفظ
  • Filter جمله برای
  • Filter به انگلیسی
  • ترجمه Filter

پرسش‌های پرتکرار درباره Filter

Filter یعنی چه؟

جدا کردن چیزای ناخواسته از یه چیزی.

معنی Filter به فارسی چیست؟

جدا کردن چیزای ناخواسته از یه چیزی.

تعریف Filter چیست؟

یه وسیله‌ای که مایع یا گاز از داخلش رد میشه و چیزای اضافه و ناخواسته رو جدا می‌کنه. مثلاً کاغذ صافی قهوه یا فیلتر روغن ماشین.

چطور از Filter در یک جمله استفاده کنیم؟

an **air/oil filter**

می‌توانی مثال دیگری از Filter بزنی؟

a **coffee/water filter**

مترادف‌های Filter چیست؟

گزینه‌های رایج شامل strain, purify, sift, screen, remove است.

متضاد Filter چیست؟

معناهای مخالف شامل combine, mix است.

چه واژه‌هایی با Filter می‌آیند؟

معمولاً با filter the water, filter out noise, apply a filter, data filter, coffee filter همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Filter چیست؟

Confused with 'sleek' vs 'sleeked' Using 'filtering' without an object Mistaking 'filter' for 'funnel'

Filter چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ˈfɪltər/"]/, UK: /["/ˈfɪltə(r)/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Filter استفاده کنم؟

کلمه 'فیلتر' رو میشه تو جاهایی مثل عکاسی، صنعت یا تحلیل داده استفاده کرد. هم تو مکالمه‌های روزمره و هم حرفه‌ای کاربرد داره، ولی شاید تو حرف‌های خیلی خودمونی یه کم رسمی باشه.

سطح CEFR برای Filter چیست؟

"Filter" در سطح C1 از مقیاس CEFR قرار دارد.