معنی به فارسی
متولد شدن
معنی Born
بیرون آمدن از بدن مادرت در ابتدای زندگیات
In simple words: To come into the world; to be delivered.
به دنیا آمدن؛ زاییده شدن.
Born در یک جمله
- She was born in a small town.او در یک شهر کوچک متولد شد.
- He was born on a cold winter morning.او در یک صبح سرد زمستانی به دنیا آمد.
- They were born into a wealthy family.آنها در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمدند.
- The artist was born with a special talent.این هنرمند با استعدادی ویژه به دنیا آمد.
- Every year, the city celebrates the day it was born.هر سال، شهر روزی را که به دنیا آمد جشن میگیرد.
چطور از Born استفاده کنیم
Used in many contexts, particularly in discussions of birth, origins, or beginnings. It's not formal and can be used in casual conversation. Avoid using it for anything other than literal or metaphorical beginnings.
در زمینههای زیادی استفاده میشود، به خصوص در بحث تولد، ریشهها یا آغازها. رسمی نیست و میتوان در مکالمات روزمره از آن استفاده کرد. از استفاده آن برای هر چیزی غیر از آغازهای واقعی یا مجازی خودداری کنید.
Grammar pattern
standalone verb
Memory hint
Think of 'born' as 'being born' from a 'door' into the world.
واژههای مرتبط
Common mistakes with Born
- Confusing with 'bore' - they have different meanings.
- Using 'born' in the wrong tense, like 'I was borns.'
- Mixing up 'born' and 'borne' in writing.
Born appears in
Born به زبانهای دیگر
- Arabicالعربية
مولود
أن تأتي إلى العالم؛ أن تُولد.
- Bengaliবাংলা
জন্ম
পৃথিবীতে আসা; জন্মগ্রহণ করা।
- GermanDeutsch
Geboren
Auf die Welt kommen; entbunden werden.
- SpanishEspañol
Nacido
Llegar al mundo; ser entregado.
- FrenchFrançais
Né, Née
Arriver dans le monde ; naître.
- Hindiहिन्दी
जन्म
दुनिया में आना; पैदा होना।
- ItalianItaliano
Nato/a
Venire al mondo; nascere.
- PortuguesePortuguês
Nascer
Vir ao mundo; nascer.
- RussianРусский
Рожденный, родиться
Появиться на свет; родиться.
- Urduاردو
پیدا ہونا، جنم لینا
دنیا میں آنا؛ پیدا ہونا۔
- Chinese中文
出生
来到这个世界;被出生。
More words like Born
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Born جمله با
- Born معنی
- Born یعنی چه
- Born به فارسی
- Born تلفظ
- Born جمله برای
- Born به انگلیسی
- ترجمه Born
پرسشهای پرتکرار درباره Born
Born یعنی چه؟
به دنیا آمدن؛ زاییده شدن.
معنی Born به فارسی چیست؟
به دنیا آمدن؛ زاییده شدن.
تعریف Born چیست؟
بیرون آمدن از بدن مادرت در ابتدای زندگیات
چطور از Born در یک جمله استفاده کنیم؟
She was born in a small town.
میتوانی مثال دیگری از Born بزنی؟
He was born on a cold winter morning.
مترادفهای Born چیست؟
گزینههای رایج شامل brought into the world, delivered, produced, created است.
متضاد Born چیست؟
معناهای مخالف شامل died, failed است.
چه واژههایی با Born میآیند؟
معمولاً با prematurely, into, of, to, be born alive, be born dead, be born and bred همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Born چیست؟
Confusing with 'bore' - they have different meanings. Using 'born' in the wrong tense, like 'I was borns.' Mixing up 'born' and 'borne' in writing.
Born چطور تلفظ میشود؟
US: /["/bɔːrn/"]/, UK: /["/bɔːn/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Born استفاده کنم؟
در زمینههای زیادی استفاده میشود، به خصوص در بحث تولد، ریشهها یا آغازها. رسمی نیست و میتوان در مکالمات روزمره از آن استفاده کرد. از استفاده آن برای هر چیزی غیر از آغازهای واقعی یا مجازی خودداری کنید.
سطح CEFR برای Born چیست؟
"Born" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.












