معنی به فارسی

B2adjective1K

چسبناک، چسبنده

UK/["/ˈstɪki/"]/US/["/ˈstɪki/"]/

معنی Sticky

از ماده‌ای ساخته شده یا پوشیده شده که به چیزهایی که با آن تماس پیدا می‌کنند می‌چسبد

In simple words: Able to stick to surfaces or not easily removed.

قابلیت چسبیدن به سطوح یا به سختی جدا شدن.

Sticky در یک جمله

  • The syrup was so sticky that it coated everything it touched.شربت آنقدر چسبناک بود که هر چیزی را که لمس می‌کرد می‌پوشاند.
  • My fingers were sticky after eating the candy.انگشتانم بعد از خوردن آبنبات چسبناک شده بود.
  • The weather today is quite sticky, making it uncomfortable to be outside.هوای امروز خیلی چسبناک است و بیرون رفتن را ناخوشایند می‌کند.
  • He used a sticky note to remind himself of the meeting.او از یک یادداشت چسبناک برای یادآوری جلسه استفاده کرد.
  • After the rain, the mud became sticky and difficult to walk through.بعد از باران، گل و لای چسبناک و راه رفتن از میان آن سخت شد.

چطور از Sticky استفاده کنیم

Used to describe things that are adhesive or have a glue-like quality. Avoid using in formal contexts, better suited for everyday conversation.

برای توصیف چیزهایی که چسبنده هستند یا کیفیتی شبیه چسب دارند استفاده می‌شود. از استفاده در زمینه‌های رسمی خودداری کنید، برای مکالمات روزمره مناسب‌تر است.

Grammar pattern

standalone adjective

Memory hint

Think of a 'sticky note' that clings to your desk.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Sticky

Synonyms for Sticky

  • sweaty

Opposites of Sticky

Common mistakes with Sticky

  • Confusing with 'stick' as a noun.
  • Using 'sticky' to describe emotional states instead of physical properties.
  • Mispronouncing it as 'stick-y' instead of 'stik-ee'.

Sticky appears in

Sticky به زبان‌های دیگر

More words like Sticky

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Sticky جمله با
  • Sticky معنی
  • Sticky یعنی چه
  • Sticky به فارسی
  • Sticky تلفظ
  • Sticky جمله برای
  • Sticky به انگلیسی
  • ترجمه Sticky

پرسش‌های پرتکرار درباره Sticky

Sticky یعنی چه؟

قابلیت چسبیدن به سطوح یا به سختی جدا شدن.

معنی Sticky به فارسی چیست؟

قابلیت چسبیدن به سطوح یا به سختی جدا شدن.

تعریف Sticky چیست؟

از ماده‌ای ساخته شده یا پوشیده شده که به چیزهایی که با آن تماس پیدا می‌کنند می‌چسبد

چطور از Sticky در یک جمله استفاده کنیم؟

The syrup was so sticky that it coated everything it touched.

می‌توانی مثال دیگری از Sticky بزنی؟

My fingers were sticky after eating the candy.

مترادف‌های Sticky چیست؟

گزینه‌های رایج شامل sweaty است.

متضاد Sticky چیست؟

معناهای مخالف شامل smooth, slippery, dry است.

چه واژه‌هایی با Sticky می‌آیند؟

معمولاً با be, feel, become, extremely, fairly, very, with, hot and sticky, be, feel, become, extremely, fairly, very, with, hot and sticky همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Sticky چیست؟

Confusing with 'stick' as a noun. Using 'sticky' to describe emotional states instead of physical properties. Mispronouncing it as 'stick-y' instead of 'stik-ee'.

Sticky چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ˈstɪki/"]/, UK: /["/ˈstɪki/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Sticky استفاده کنم؟

برای توصیف چیزهایی که چسبنده هستند یا کیفیتی شبیه چسب دارند استفاده می‌شود. از استفاده در زمینه‌های رسمی خودداری کنید، برای مکالمات روزمره مناسب‌تر است.

سطح CEFR برای Sticky چیست؟

"Sticky" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.