معنی به فارسی

1K

روباه

UK//fɒks//US//fɑks//

معنی Fox

A small, carnivorous mammal known for its cunning nature.

پستانداری کوچک و گوشت‌خوار که به خاطر طبیعت حیله‌گرش شناخته شده است.

In simple words: A small, wild animal with a pointed nose and a bushy tail.

یه حیوان کوچولوی وحشی که دماغش نوک‌تیز و دمش پشمالوئه.

Fox در یک جمله

  • We saw a fox in the woods yesterday.دیروز یه روباه تو جنگل دیدیم.
  • The old tale describes the clever fox outsmarting the farmer.داستان قدیمی روباه زرنگی رو توصیف می‌کنه که از دست کشاورز زرنگ‌تر بود.
  • She was as sly as a fox during the negotiations.اون موقع مذاکرات مثل روباه زیرک بود.
  • In winter, the fox's fur turns to a thick, warm coat.در زمستان، خز روباه به یک پوشش ضخیم و گرم تبدیل می‌شود.
  • There was a fox hiding in our backyard last night.دیشب یه روباه تو حیاط پشتی ما قایم شده بود.

چطور از Fox استفاده کنیم

Typically used in both formal and informal contexts. Can refer to the animal or be used metaphorically, such as for someone sly or cunning.

معمولاً هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی استفاده می‌شه. می‌تونه به خود حیوان اشاره داشته باشه یا به صورت استعاری برای کسی که زیرکه یا حیله‌گره به کار بره.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of 'fox' as the first part of 'foxhole', a clever hiding spot.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Fox

  • red fox
  • fox hunt
  • fox ears
  • fox den

Synonyms for Fox

  • vixen
  • canine
  • sly animal
  • renard

Opposites of Fox

Common mistakes with Fox

  • 'Fox' is often confused with 'dog' as both are canines.
  • Learners may use 'foxy' incorrectly to describe things other than people.
  • Spelling mistakes like 'foks' or 'foxes' instead of the singular 'fox'.

Fox appears in

More words like Fox

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Fox جمله با
  • Fox معنی
  • Fox یعنی چه
  • Fox به فارسی
  • Fox تلفظ
  • Fox جمله برای
  • Fox به انگلیسی
  • ترجمه Fox

پرسش‌های پرتکرار درباره Fox

Fox یعنی چه؟

یه حیوان کوچولوی وحشی که دماغش نوک‌تیز و دمش پشمالوئه.

معنی Fox به فارسی چیست؟

یه حیوان کوچولوی وحشی که دماغش نوک‌تیز و دمش پشمالوئه.

تعریف Fox چیست؟

پستانداری کوچک و گوشت‌خوار که به خاطر طبیعت حیله‌گرش شناخته شده است.

چطور از Fox در یک جمله استفاده کنیم؟

We saw a fox in the woods yesterday.

می‌توانی مثال دیگری از Fox بزنی؟

The old tale describes the clever fox outsmarting the farmer.

مترادف‌های Fox چیست؟

گزینه‌های رایج شامل vixen, canine, sly animal, renard است.

متضاد Fox چیست؟

معناهای مخالف شامل prey, victim است.

چه واژه‌هایی با Fox می‌آیند؟

معمولاً با red fox, fox hunt, fox ears, fox den همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Fox چیست؟

'Fox' is often confused with 'dog' as both are canines. Learners may use 'foxy' incorrectly to describe things other than people. Spelling mistakes like 'foks' or 'foxes' instead of the singular 'fox'.

Fox چطور تلفظ می‌شود؟

US: //fɑks//, UK: //fɒks//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Fox استفاده کنم؟

معمولاً هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی استفاده می‌شه. می‌تونه به خود حیوان اشاره داشته باشه یا به صورت استعاری برای کسی که زیرکه یا حیله‌گره به کار بره.