معنی به فارسی

1K

حس کردن، احساس کردن

UK//fiːlz//US//fiːlz//

معنی Feels

تجربه کردن احساسات یا حس‌های فیزیکی.

In simple words: Has emotions or sensations

احساسات یا حس‌های بدنی داره

Feels در یک جمله

  • She feels happy when she sees her friends.وقتی دوستاشو می‌بینه خوشحال می‌شه.
  • He feels the cold wind on his skin.باد سرد رو روی پوستش حس می‌کنه.
  • Sometimes he feels overwhelmed with work.گاهی اوقات از حجم زیاد کار احساس خستگی شدید می‌کند.
  • How does it feel to win the championship?چه حسی داره قهرمانی رو بردن؟
  • I feel that this is the right decision.حس می‌کنم این تصمیم درسته.
  • She feels excited about her upcoming trip.اون از سفر پیش روش هیجان‌زده است.

چطور از Feels استفاده کنیم

Used to describe emotional states or physical sensations; suitable for informal and formal contexts. Avoid in overly technical discussions.

برای توصیف حالت‌های احساسی یا حس‌های فیزیکی استفاده می‌شه؛ هم برای موقعیت‌های غیررسمی و هم رسمی مناسبه. توی بحث‌های خیلی تخصصی ازش استفاده نکن.

Grammar pattern

feels + object

Memory hint

Think of 'feels' like 'fields' of emotions.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Feels

  • feels happy
  • feels good
  • feels sad
  • feels tired
  • feels like

Synonyms for Feels

  • senses
  • experiences
  • emotes
  • perceives
  • undergoes

Opposites of Feels

  • disregards
  • ignores
  • neglects

Common mistakes with Feels

  • Confused with 'feel' as a base form.
  • Used without a subject.
  • Misused in past tense without context.

Feels appears in

Feels به زبان‌های دیگر

More words like Feels

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Feels جمله با
  • Feels معنی
  • Feels یعنی چه
  • Feels به فارسی
  • Feels تلفظ
  • Feels جمله برای
  • Feels به انگلیسی
  • ترجمه Feels

پرسش‌های پرتکرار درباره Feels

Feels یعنی چه؟

احساسات یا حس‌های بدنی داره

معنی Feels به فارسی چیست؟

احساسات یا حس‌های بدنی داره

تعریف Feels چیست؟

تجربه کردن احساسات یا حس‌های فیزیکی.

چطور از Feels در یک جمله استفاده کنیم؟

She feels happy when she sees her friends.

می‌توانی مثال دیگری از Feels بزنی؟

He feels the cold wind on his skin.

مترادف‌های Feels چیست؟

گزینه‌های رایج شامل senses, experiences, emotes, perceives, undergoes است.

متضاد Feels چیست؟

معناهای مخالف شامل disregards, ignores, neglects است.

چه واژه‌هایی با Feels می‌آیند؟

معمولاً با feels happy, feels good, feels sad, feels tired, feels like همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Feels چیست؟

Confused with 'feel' as a base form. Used without a subject. Misused in past tense without context.

Feels چطور تلفظ می‌شود؟

US: //fiːlz//, UK: //fiːlz//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Feels استفاده کنم؟

برای توصیف حالت‌های احساسی یا حس‌های فیزیکی استفاده می‌شه؛ هم برای موقعیت‌های غیررسمی و هم رسمی مناسبه. توی بحث‌های خیلی تخصصی ازش استفاده نکن.