معنی به فارسی

2K

واحد پردازش مرکزی

UK//siː piː juː//US//si pi ju//

معنی CPU

The central processing unit, responsible for executing instructions in a computer.

واحد پردازش مرکزی، مسئول اجرای دستورات در یک کامپیوتر.

In simple words: The main part of a computer that performs calculations.

قسمت اصلی یک کامپیوتر که محاسبات را انجام می‌دهد.

CPU در یک جمله

  • The CPU is the brain of the computer.واحد پردازش مرکزی مغز کامپیوتر است.
  • He upgraded his CPU for better gaming performance.او واحد پردازش مرکزی خود را برای بهبود عملکرد بازی ارتقا داد.
  • The new CPU runs calculations faster than the older model.واحد پردازش مرکزی جدید محاسبات را سریع‌تر از مدل قدیمی انجام می‌دهد.
  • Overheating can damage the CPU severely.گرمازدگی می‌تواند به شدت به واحد پردازش مرکزی آسیب بزند.
  • A high-end CPU can significantly improve video editing speed.یک واحد پردازش مرکزی پیشرفته می‌تواند سرعت ویرایش ویدیو را به طور قابل توجهی افزایش دهد.
  • The server's CPU manages multiple tasks at once.واحد پردازش مرکزی سرور چندین کار را به طور همزمان مدیریت می‌کند.
  • CPUs are becoming more energy efficient with new technology.واحدهای پردازش مرکزی با فناوری جدید به طور فزاینده‌ای انرژی کارآمدتر می‌شوند.
  • Many laptops have integrated CPUs that save space.بسیاری از لپ‌تاپ‌ها دارای واحدهای پردازش مرکزی یکپارچه هستند که فضای کمتری اشغال می‌کنند.

چطور از CPU استفاده کنیم

Use 'CPU' when discussing computer hardware. Avoid in casual conversation about non-technical topics.

از 'CPU' در بحث‌های مربوط به سخت‌افزار کامپیوتر استفاده کنید. در مکالمات غیر فنی از آن پرهیز کنید.

Grammar pattern

subject + be + CPU

Memory hint

Think of 'CPU' as 'See Pee You,' like spotting a teacher in class!

واژه‌های مرتبط

Collocations with CPU

  • install a CPU
  • upgrade a CPU
  • CPU speed
  • CPU architecture

Synonyms for CPU

  • processor
  • microprocessor
  • computing unit
  • central processor

Common mistakes with CPU

  • Confusing CPU with GPU (graphics processing unit).
  • Using CPU to refer to only the physical chip, instead of the entire processing unit.
  • Saying 'the CPU is fast' without comparing it to other components.

CPU appears in

CPU به زبان‌های دیگر

More s like CPU

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • CPU جمله با
  • CPU معنی
  • CPU یعنی چه
  • CPU به فارسی
  • CPU تلفظ
  • CPU جمله برای
  • CPU به انگلیسی
  • ترجمه CPU

پرسش‌های پرتکرار درباره CPU

CPU یعنی چه؟

قسمت اصلی یک کامپیوتر که محاسبات را انجام می‌دهد.

معنی CPU به فارسی چیست؟

قسمت اصلی یک کامپیوتر که محاسبات را انجام می‌دهد.

تعریف CPU چیست؟

واحد پردازش مرکزی، مسئول اجرای دستورات در یک کامپیوتر.

چطور از CPU در یک جمله استفاده کنیم؟

The CPU is the brain of the computer.

می‌توانی مثال دیگری از CPU بزنی؟

He upgraded his CPU for better gaming performance.

مترادف‌های CPU چیست؟

گزینه‌های رایج شامل processor, microprocessor, computing unit, central processor است.

چه واژه‌هایی با CPU می‌آیند؟

معمولاً با install a CPU, upgrade a CPU, CPU speed, CPU architecture همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از CPU چیست؟

Confusing CPU with GPU (graphics processing unit). Using CPU to refer to only the physical chip, instead of the entire processing unit. Saying 'the CPU is fast' without comparing it to other components.

CPU چطور تلفظ می‌شود؟

US: //si pi ju//, UK: //siː piː juː//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از CPU استفاده کنم؟

از 'CPU' در بحث‌های مربوط به سخت‌افزار کامپیوتر استفاده کنید. در مکالمات غیر فنی از آن پرهیز کنید.