معنی به فارسی
آبی
معنی Blue
داشتن رنگ آسمان صاف یا دریا در یک روز صاف
In simple words: A color like the sky or ocean.
یه رنگی شبیه آسمون یا دریا.
Blue در یک جمله
- The sky is a beautiful shade of blue today.امروز آسمون یه رنگ آبی قشنگیه.
- She wore a striking blue dress to the party.اون یه لباس آبی خیرهکننده برای مهمونی پوشیده بود.
- The ocean looks so blue from the beach.
- He felt blue after his friend moved away.بعد از اینکه دوستش رفت، احساس غمگینی میکرد.
- Blue is my favorite color because it reminds me of nature.آبی رنگ مورد علاقه منه چون من رو یاد طبیعت میندازه.
- They painted the walls blue to create a calm atmosphere.دیوارها رو آبی رنگ کردن تا یه فضای آروم ایجاد کنن.
- During winter, the evenings can feel blue and cold.تو زمستون، عصرها میتونن حس و حال آبی و سردی داشته باشن.
- The blue bird sang sweetly in the morning.پرنده آبی صبح زود شیرین آواز میخوند.
- His blue eyes sparkled like diamonds.چشمهای آبیاش مثل الماس میدرخشید.
- After hearing bad news, she was feeling a bit blue.بعد از شنیدن خبر بد، یه کم دلش گرفته بود.
چطور از Blue استفاده کنیم
Used to describe objects that have the color blue. Can also be used metaphorically to refer to feelings (e.g., feeling blue = feeling sad). Common in both spoken and written language.
برای توصیف چیزهایی که رنگ آبی دارن استفاده میشه. میتونه به صورت استعاری برای احساسات هم به کار بره (مثلاً feeling blue یعنی احساس غمگینی کردن). هم تو حرف زدن هم تو نوشتن رایجه.
Grammar pattern
standalone adjective
Memory hint
Think of the blue sky on a clear day to remember 'blue'.
واژههای مرتبط
Blue appears in
Blue به زبانهای دیگر
- Arabicالعربية
أزرق
لون مثل السماء أو المحيط.
- Bengaliবাংলা
নীল
আকাশ বা সমুদ্রের মতো একটা রঙ।
- GermanDeutsch
Blau
Eine Farbe wie der Himmel oder das Meer.
- SpanishEspañol
Azul
Un color como el cielo o el océano.
- FrenchFrançais
Bleu
Une couleur comme le ciel ou l'océan.
- Hindiहिन्दी
नीला
आसमान या महासागर जैसा रंग।
- ItalianItaliano
Blu
Un colore come il cielo o l'oceano.
- PortuguesePortuguês
Azul
Uma cor parecida com a do céu ou do oceano.
- RussianРусский
Синий
Цвет, как у неба или океана.
- Urduاردو
نیلا
آسمان یا سمندر جیسا رنگ۔
- Chinese中文
蓝色
一种像天空或海洋的颜色。
More words like Blue
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Blue جمله با
- Blue معنی
- Blue یعنی چه
- Blue به فارسی
- Blue تلفظ
- Blue جمله برای
- Blue به انگلیسی
- ترجمه Blue
پرسشهای پرتکرار درباره Blue
Blue یعنی چه؟
یه رنگی شبیه آسمون یا دریا.
معنی Blue به فارسی چیست؟
یه رنگی شبیه آسمون یا دریا.
تعریف Blue چیست؟
داشتن رنگ آسمان صاف یا دریا در یک روز صاف
چطور از Blue در یک جمله استفاده کنیم؟
The sky is a beautiful shade of blue today.
میتوانی مثال دیگری از Blue بزنی؟
She wore a striking blue dress to the party.
مترادفهای Blue چیست؟
گزینههای رایج شامل depressed است.
متضاد Blue چیست؟
معناهای مخالف شامل red, green, yellow است.
چه واژههایی با Blue میآیند؟
معمولاً با aqua, azure, baby همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Blue چیست؟
Confused with 'blew' (past tense of blow). Using 'blue' when referring to sounds or tastes (blue is only a color).
Blue چطور تلفظ میشود؟
US: /["/bluː/"]/, UK: /["/bluː/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Blue استفاده کنم؟
برای توصیف چیزهایی که رنگ آبی دارن استفاده میشه. میتونه به صورت استعاری برای احساسات هم به کار بره (مثلاً feeling blue یعنی احساس غمگینی کردن). هم تو حرف زدن هم تو نوشتن رایجه.
سطح CEFR برای Blue چیست؟
"Blue" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.












