معنی به فارسی

C1noun10K+

جاسوس

UK/["/spaɪ/"]/US/["/spaɪ/"]/

معنی Spy

شخصی که سعی می‌کند اطلاعات مخفیانه‌ای درباره کشور، سازمان یا شخص دیگری به دست آورد، به خصوص کسی که توسط دولت یا پلیس استخدام شده است.

In simple words: A person who secretly watches or gathers information about others.

کسی که مخفیانه دیگران را زیر نظر دارد یا اطلاعات جمع می‌کند.

Spy در یک جمله

  • The spy successfully infiltrated the enemy's headquarters to gather confidential information.جاسوس با موفقیت به مقر فرماندهی دشمن نفوذ کرد تا اطلاعات محرمانه را جمع‌آوری کند.
  • She worked as a spy during the Cold War, passing messages between secret agents.او در طول جنگ سرد به عنوان جاسوس کار می‌کرد و پیام‌ها را بین ماموران مخفی رد و بدل می‌کرد.
  • The company hired a spy to uncover the rival firm’s strategy.شرکت یک جاسوس استخدام کرد تا استراتژی شرکت رقیب را کشف کند.
  • Some animals are natural spies in the wild, watching their surroundings quietly.برخی حیوانات در طبیعت جاسوسان طبیعی هستند و محیط اطراف خود را بی‌صدا تماشا می‌کنند.
  • Using a tiny camera, he became a spy to record secret meetings without being noticed.او با استفاده از یک دوربین کوچک، جاسوس شد تا جلسات مخفی را بدون اینکه متوجه شوند ضبط کند.

چطور از Spy استفاده کنیم

Use 'spy' in both informal and formal contexts. It can refer to espionage or simply watching someone closely. It's not appropriate in casual conversations unless joking.

از 'جاسوس' هم در موقعیت‌های غیررسمی و هم رسمی استفاده می‌شود. می‌تواند به جاسوسی یا صرفاً زیر نظر گرفتن دقیق کسی اشاره داشته باشد. مگر اینکه شوخی باشد، در مکالمات روزمره مناسب نیست.

Grammar pattern

spy + object

Memory hint

Picture a spy in dark sunglasses, hiding behind a newspaper to remember the secretive nature of the word.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Spy

Synonyms for Spy

  • snoop
  • surveillance agent
  • secret agent
  • informant
  • watcher

Opposites of Spy

Common mistakes with Spy

  • Confused with 'spying' as a noun vs adjective.
  • Using 'spy' without an object (e.g., 'I spy' needs a target, like 'I spy a bird').
  • Using 'spy' in the past tense incorrectly (e.g., 'spied' is correct, not 'spied on').

Spy appears in

Spy به زبان‌های دیگر

More words like Spy

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Spy جمله با
  • Spy معنی
  • Spy یعنی چه
  • Spy به فارسی
  • Spy تلفظ
  • Spy جمله برای
  • Spy به انگلیسی
  • ترجمه Spy

پرسش‌های پرتکرار درباره Spy

Spy یعنی چه؟

کسی که مخفیانه دیگران را زیر نظر دارد یا اطلاعات جمع می‌کند.

معنی Spy به فارسی چیست؟

کسی که مخفیانه دیگران را زیر نظر دارد یا اطلاعات جمع می‌کند.

تعریف Spy چیست؟

شخصی که سعی می‌کند اطلاعات مخفیانه‌ای درباره کشور، سازمان یا شخص دیگری به دست آورد، به خصوص کسی که توسط دولت یا پلیس استخدام شده است.

چطور از Spy در یک جمله استفاده کنیم؟

The spy successfully infiltrated the enemy's headquarters to gather confidential information.

می‌توانی مثال دیگری از Spy بزنی؟

She worked as a spy during the Cold War, passing messages between secret agents.

مترادف‌های Spy چیست؟

گزینه‌های رایج شامل snoop, surveillance agent, secret agent, informant, watcher است.

متضاد Spy چیست؟

معناهای مخالف شامل friend, ally, supporter است.

چه واژه‌هایی با Spy می‌آیند؟

معمولاً با enemy, foreign, government, network, act as, be, work as, infiltrate, film, movie, novel, spy for همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Spy چیست؟

Confused with 'spying' as a noun vs adjective. Using 'spy' without an object (e.g., 'I spy' needs a target, like 'I spy a bird'). Using 'spy' in the past tense incorrectly (e.g., 'spied' is correct, not 'spied on').

Spy چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/spaɪ/"]/, UK: /["/spaɪ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Spy استفاده کنم؟

از 'جاسوس' هم در موقعیت‌های غیررسمی و هم رسمی استفاده می‌شود. می‌تواند به جاسوسی یا صرفاً زیر نظر گرفتن دقیق کسی اشاره داشته باشد. مگر اینکه شوخی باشد، در مکالمات روزمره مناسب نیست.

سطح CEFR برای Spy چیست؟

"Spy" در سطح C1 از مقیاس CEFR قرار دارد.