معنی به فارسی

2K

برخورد کرد

UK//bʌmpt//US//bʌmpt//

معنی Bumped

To hit or collide with something accidentally.

به طور تصادفی به چیزی برخورد کردن یا برخورد کردن.

In simple words: Hit or moved into something accidentally.

Bumped در یک جمله

  • She accidentally bumped her head on the door frame.او به طور تصادفی به قاب در برخورد کرد.
  • I bumped into an old friend at the coffee shop.در کافه به یک دوست قدیمی برخورد کردم.
  • He bumped the table, spilling his drink everywhere.او به میز برخورد کرد و نوشیدنی‌اش everywhere ریخت.
  • The car bumped over the pothole.ماشین از روی چاله عبور کرد.
  • While walking, I bumped into a pedestrian.در حین راه رفتن، به یک عابر پیاده برخورد کردم.

چطور از Bumped استفاده کنیم

Use 'bumped' for minor collisions or accidents. Avoid in formal writing. Common in casual speech.

از 'برخورد کرد' برای تصادف‌های جزئی استفاده کنید. در نوشتار رسمی اجتناب کنید. در گفتار غیررسمی رایج است.

Grammar pattern

bump + object

Memory hint

Imagine a child who bumped into a wall while running.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Bumped

  • bumped into
  • bumped heads
  • bumped car
  • bumped my leg

Synonyms for Bumped

Opposites of Bumped

Common mistakes with Bumped

  • Confused with 'bump' as a noun vs verb.
  • Using 'bumped' in passive constructions incorrectly.
  • Overusing in situations that require a more formal tone.

Compare Bumped with Crashed, Hit

Bumped appears in

Bumped به زبان‌های دیگر

More words like Bumped

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Bumped جمله با
  • Bumped معنی
  • Bumped یعنی چه
  • Bumped به فارسی
  • Bumped تلفظ
  • Bumped جمله برای
  • Bumped به انگلیسی
  • ترجمه Bumped

پرسش‌های پرتکرار درباره Bumped

Bumped یعنی چه؟

به طور تصادفی به چیزی برخورد کردن یا برخورد کردن.

معنی Bumped به فارسی چیست؟

به طور تصادفی به چیزی برخورد کردن یا برخورد کردن.

تعریف Bumped چیست؟

به طور تصادفی به چیزی برخورد کردن یا برخورد کردن.

چطور از Bumped در یک جمله استفاده کنیم؟

She accidentally bumped her head on the door frame.

می‌توانی مثال دیگری از Bumped بزنی؟

I bumped into an old friend at the coffee shop.

مترادف‌های Bumped چیست؟

گزینه‌های رایج شامل collided, crashed, hit, struck است.

متضاد Bumped چیست؟

معناهای مخالف شامل avoided, missed, slept است.

چه واژه‌هایی با Bumped می‌آیند؟

معمولاً با bumped into, bumped heads, bumped car, bumped my leg همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Bumped چیست؟

Confused with 'bump' as a noun vs verb. Using 'bumped' in passive constructions incorrectly. Overusing in situations that require a more formal tone.

Bumped چطور تلفظ می‌شود؟

US: //bʌmpt//, UK: //bʌmpt//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Bumped استفاده کنم؟

از 'برخورد کرد' برای تصادف‌های جزئی استفاده کنید. در نوشتار رسمی اجتناب کنید. در گفتار غیررسمی رایج است.