معنی به فارسی

2K

رادیوگرافی

UK//ˈɛks.reɪ//US//ˈɛks.reɪ//

معنی X-ray

A type of radiation used to create images of the inside of objects, especially the body.

نوعی تابش که برای ایجاد تصاویر از داخل اشیاء، به ویژه بدن، استفاده می‌شود.

In simple words: A picture of the inside of something using special light.

تصویری از داخل چیزی با استفاده از نور خاص.

X-ray در یک جمله

  • The doctor recommended an X-ray to check for broken bones.پزشک رادیوگرافی را برای بررسی شکستگی استخوان‌ها توصیه کرد.
  • After the accident, he had to get an X-ray at the hospital.بعد از تصادف، او مجبور شد در بیمارستان رادیوگرافی بگیرد.
  • The X-ray revealed a shadow on his lung that needed further investigation.رادیوگرافی سایه‌ای روی ریه‌اش نشان داد که نیاز به بررسی بیشتر داشت.
  • She was nervous about getting an X-ray, but it didn’t hurt.او درباره گرفتن رادیوگرافی نگران بود، اما درد نداشت.
  • The technician explained how the X-ray would work before starting the process.تکنسین قبل از شروع فرآیند توضیح داد که رادیوگرافی چگونه کار می‌کند.

چطور از X-ray استفاده کنیم

Use 'X-ray' in medical contexts to refer to imaging procedures. Avoid in casual conversations unless relevant.

از 'رادیوگرافی' در زمینه‌های پزشکی برای اشاره به روش‌های تصویربرداری استفاده کنید. در مکالمات غیررسمی مگر اینکه مرتبط باشد، از آن پرهیز کنید.

Grammar pattern

take + X-ray

Memory hint

Think of X-ray as 'X' marks the spot where we see inside!

واژه‌های مرتبط

Collocations with X-ray

  • take an X-ray
  • X-ray machine
  • X-ray results

Synonyms for X-ray

  • radiograph
  • imaging
  • scan

Common mistakes with X-ray

  • Confused with 'MRI' and 'CT scan'.
  • Incorrectly used as a verb, e.g., 'to X-ray something'.
  • Omitting the hyphen in 'X-ray'.

X-ray appears in

X-ray به زبان‌های دیگر

More s like X-ray

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • X-ray جمله با
  • X-ray معنی
  • X-ray یعنی چه
  • X-ray به فارسی
  • X-ray تلفظ
  • X-ray جمله برای
  • X-ray به انگلیسی
  • ترجمه X-ray

پرسش‌های پرتکرار درباره X-ray

X-ray یعنی چه؟

تصویری از داخل چیزی با استفاده از نور خاص.

معنی X-ray به فارسی چیست؟

تصویری از داخل چیزی با استفاده از نور خاص.

تعریف X-ray چیست؟

نوعی تابش که برای ایجاد تصاویر از داخل اشیاء، به ویژه بدن، استفاده می‌شود.

چطور از X-ray در یک جمله استفاده کنیم؟

The doctor recommended an X-ray to check for broken bones.

می‌توانی مثال دیگری از X-ray بزنی؟

After the accident, he had to get an X-ray at the hospital.

مترادف‌های X-ray چیست؟

گزینه‌های رایج شامل radiograph, imaging, scan است.

چه واژه‌هایی با X-ray می‌آیند؟

معمولاً با take an X-ray, X-ray machine, X-ray results همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از X-ray چیست؟

Confused with 'MRI' and 'CT scan'. Incorrectly used as a verb, e.g., 'to X-ray something'. Omitting the hyphen in 'X-ray'.

X-ray چطور تلفظ می‌شود؟

US: //ˈɛks.reɪ//, UK: //ˈɛks.reɪ//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از X-ray استفاده کنم؟

از 'رادیوگرافی' در زمینه‌های پزشکی برای اشاره به روش‌های تصویربرداری استفاده کنید. در مکالمات غیررسمی مگر اینکه مرتبط باشد، از آن پرهیز کنید.