معنی به فارسی
رنج کشید
معنی Suffered
To experience pain, distress, or loss.
تجربه درد، ناراحتی یا از دست دادن.
In simple words: To experience pain or distress.
درد یا ناراحتی رو تجربه کردن.
Suffered در یک جمله
- She suffered from a bad cold all week.اون تمام هفته از سرماخوردگی شدید رنج میبرد.
- They suffered greatly during the storm.آنها در طول طوفان به شدت رنج کشیدند.
- He suffered in silence, not wanting to burden anyone.او در سکوت رنج میبرد، چون نمیخواست کسی را اذیت کند.
- Many animals have suffered due to habitat loss.بسیاری از حیوانات به دلیل از دست دادن زیستگاهشان رنج بردهاند.
- After the accident, she suffered numerous injuries.پس از تصادف، او جراحات متعددی را متحمل شد.
- He suffered through a difficult childhood.او دوران کودکی سختی را گذراند.
چطور از Suffered استفاده کنیم
Used in situations discussing physical or emotional pain. Avoid in casual conversations; consider alternatives for softer contexts.
در موقعیتهایی که درباره درد جسمی یا روحی صحبت میشود، استفاده میشود. در مکالمات روزمره از آن اجتناب کنید؛ برای زمینههای ملایمتر، جایگزینها را در نظر بگیرید.
Grammar pattern
suffered + object
Memory hint
Think of 'suffered' as 'suff-er-ed', where pain is abundant.
واژههای مرتبط
Collocations with Suffered
- suffered pain
- suffered loss
- suffered injuries
- suffered greatly
- suffered from
Synonyms for Suffered
- endured
- withstood
- experienced
- tolerated
- agonized
Opposites of Suffered
- thrived
- benefited
- prospered
Common mistakes with Suffered
- Confused with 'suffer' as a verb vs. 'suffered' as a past tense.
- Using 'suffered' without specifying what someone suffered from.
- Overusing in contexts where lighter words like 'struggled' might fit better.
Suffered appears in
More words like Suffered
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Suffered جمله با
- Suffered معنی
- Suffered یعنی چه
- Suffered به فارسی
- Suffered تلفظ
- Suffered جمله برای
- Suffered به انگلیسی
- ترجمه Suffered
پرسشهای پرتکرار درباره Suffered
Suffered یعنی چه؟
درد یا ناراحتی رو تجربه کردن.
معنی Suffered به فارسی چیست؟
درد یا ناراحتی رو تجربه کردن.
تعریف Suffered چیست؟
تجربه درد، ناراحتی یا از دست دادن.
چطور از Suffered در یک جمله استفاده کنیم؟
She suffered from a bad cold all week.
میتوانی مثال دیگری از Suffered بزنی؟
They suffered greatly during the storm.
مترادفهای Suffered چیست؟
گزینههای رایج شامل endured, withstood, experienced, tolerated, agonized است.
متضاد Suffered چیست؟
معناهای مخالف شامل thrived, benefited, prospered است.
چه واژههایی با Suffered میآیند؟
معمولاً با suffered pain, suffered loss, suffered injuries, suffered greatly, suffered from همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Suffered چیست؟
Confused with 'suffer' as a verb vs. 'suffered' as a past tense. Using 'suffered' without specifying what someone suffered from. Overusing in contexts where lighter words like 'struggled' might fit better.
Suffered چطور تلفظ میشود؟
US: //ˈsʌfərd//, UK: //ˈsʌfəd//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Suffered استفاده کنم؟
در موقعیتهایی که درباره درد جسمی یا روحی صحبت میشود، استفاده میشود. در مکالمات روزمره از آن اجتناب کنید؛ برای زمینههای ملایمتر، جایگزینها را در نظر بگیرید.