معنی به فارسی

1K

مبل

UK//ˈsəʊ.fə//US//ˈsoʊ.fə//

معنی Sofa

A long seat with a back and arms, for several people to sit on.

یک نشیمنگاه بلند با پشتی و دسته، برای نشستن چند نفر.

In simple words: A comfortable seat for many people.

یک نشیمنگاه راحت برای چند نفر.

Sofa در یک جمله

  • She sank into the soft sofa after a long day.او بعد از یک روز طولانی به مبل نرم فرو رفت.
  • The sofa in the living room was bright red and very stylish.مبل در اتاق نشیمن قرمز روشن و بسیار شیک بود.
  • He offered me a seat on the sofa while we talked.او به من پیشنهاد کرد روی مبل بنشینم در حالی که صحبت می‌کردیم.
  • They bought a new leather sofa for their lounge.آنها یک مبل چرمی جدید برای سالن خود خریدند.
  • The sofa was too large to fit through the door.مبل خیلی بزرگ بود که از در عبور کند.

چطور از Sofa استفاده کنیم

The term 'sofa' is widely used, but 'couch' is more common in informal contexts. 'Sofa' is typically used in furniture stores.

اصطلاح 'مبل' به طور گسترده‌ای استفاده می‌شود، اما 'کاناپه' در موقعیت‌های غیررسمی رایج‌تر است. 'مبل' معمولاً در فروشگاه‌های مبلمان به کار می‌رود.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of 'so-fun' when relaxing on your sofa.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Sofa

  • comfortable sofa
  • leather sofa
  • sofa bed
  • corner sofa
  • red sofa

Synonyms for Sofa

  • couch
  • settee
  • divan
  • loveseat
  • chesterfield

Common mistakes with Sofa

  • Confused with 'settee', which can refer to a smaller or more formal type of sofa.
  • Mispronouncing the second syllable as 'sofa' instead of 'so-fuh'.

Sofa appears in

Sofa به زبان‌های دیگر

More s like Sofa

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Sofa جمله با
  • Sofa معنی
  • Sofa یعنی چه
  • Sofa به فارسی
  • Sofa تلفظ
  • Sofa جمله برای
  • Sofa به انگلیسی
  • ترجمه Sofa

پرسش‌های پرتکرار درباره Sofa

Sofa یعنی چه؟

یک نشیمنگاه راحت برای چند نفر.

معنی Sofa به فارسی چیست؟

یک نشیمنگاه راحت برای چند نفر.

تعریف Sofa چیست؟

یک نشیمنگاه بلند با پشتی و دسته، برای نشستن چند نفر.

چطور از Sofa در یک جمله استفاده کنیم؟

She sank into the soft sofa after a long day.

می‌توانی مثال دیگری از Sofa بزنی؟

The sofa in the living room was bright red and very stylish.

مترادف‌های Sofa چیست؟

گزینه‌های رایج شامل couch, settee, divan, loveseat, chesterfield است.

چه واژه‌هایی با Sofa می‌آیند؟

معمولاً با comfortable sofa, leather sofa, sofa bed, corner sofa, red sofa همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Sofa چیست؟

Confused with 'settee', which can refer to a smaller or more formal type of sofa. Mispronouncing the second syllable as 'sofa' instead of 'so-fuh'.

Sofa چطور تلفظ می‌شود؟

US: //ˈsoʊ.fə//, UK: //ˈsəʊ.fə//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Sofa استفاده کنم؟

اصطلاح 'مبل' به طور گسترده‌ای استفاده می‌شود، اما 'کاناپه' در موقعیت‌های غیررسمی رایج‌تر است. 'مبل' معمولاً در فروشگاه‌های مبلمان به کار می‌رود.