معنی به فارسی
امآرآی
معنی MRI
A medical imaging technique that uses magnetic fields and radio waves to create images of organs and tissues.
یک تکنیک تصویربرداری پزشکی که از میدانهای مغناطیسی و امواج رادیویی برای ایجاد تصاویری از اندامها و بافتها استفاده میکند.
In simple words: A medical test using strong magnets and radio waves to see inside the body.
یه آزمایش پزشکی که با استفاده از آهنرباهای قوی و امواج رادیویی داخل بدن رو نشون میده.
MRI در یک جمله
- The doctor recommended an MRI to get a better look at the injury.دکتر برای اینکه بهتر آسیب رو ببینه، امآرآی رو توصیه کرد.
- An MRI can help diagnose conditions that other scans may miss.امآرآی میتونه به تشخیص بیماریهایی که ممکنه اسکنهای دیگه از دست بدن کمک کنه.
- During the MRI, the patient must remain very still.در طول امآرآی، بیمار باید خیلی بیحرکت بمونه.
- The results from the MRI were clear and detailed.نتایج امآرآی واضح و دقیق بود.
- He felt nervous before his first MRI appointment.قبل از اولین وقت امآرآی، احساس نگرانی میکرد.
چطور از MRI استفاده کنیم
Used primarily in medical contexts. Avoid using in casual conversations unless discussing health issues. Ensure the audience understands medical terminology.
عمدتاً در زمینههای پزشکی استفاده میشود. مگر اینکه در مورد مسائل سلامتی صحبت میکنید، از استفاده در مکالمات روزمره خودداری کنید. اطمینان حاصل کنید که مخاطب اصطلاحات پزشکی را درک میکند.
Grammar pattern
standalone term
Memory hint
Think of 'Magnetic Resonance Imaging' like a 'magnetically detailed picture' of your insides.
واژههای مرتبط
Collocations with MRI
- conduct an MRI
- MRI results
- MRI scan
- MRI machine
- undergo an MRI
Synonyms for MRI
- magnetic resonance imaging
- medical imaging
- radiologic imaging
Common mistakes with MRI
- Confused with 'CT scan'.
- Mistakenly referred to as 'an MRI scan' instead of 'an MRI'.
MRI appears in
MRI به زبانهای دیگر
More s like MRI
- FertileC1
Capable of producing abundant vegetation or offspring.
- ReferA2
To mention or direct attention to something.
- VaccinateB1
To administer a vaccine to someone to protect them from a disease.
- EpidemicC1
A sudden, widespread occurrence of an infectious disease in a community.
- ObesityB2
A medical condition characterized by excessive body fat that may negatively impact health.
- VentilateC2
To cause air to circulate in a space.
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- MRI جمله با
- MRI معنی
- MRI یعنی چه
- MRI به فارسی
- MRI تلفظ
- MRI جمله برای
- MRI به انگلیسی
- ترجمه MRI
پرسشهای پرتکرار درباره MRI
MRI یعنی چه؟
یه آزمایش پزشکی که با استفاده از آهنرباهای قوی و امواج رادیویی داخل بدن رو نشون میده.
معنی MRI به فارسی چیست؟
یه آزمایش پزشکی که با استفاده از آهنرباهای قوی و امواج رادیویی داخل بدن رو نشون میده.
تعریف MRI چیست؟
یک تکنیک تصویربرداری پزشکی که از میدانهای مغناطیسی و امواج رادیویی برای ایجاد تصاویری از اندامها و بافتها استفاده میکند.
چطور از MRI در یک جمله استفاده کنیم؟
The doctor recommended an MRI to get a better look at the injury.
میتوانی مثال دیگری از MRI بزنی؟
An MRI can help diagnose conditions that other scans may miss.
مترادفهای MRI چیست؟
گزینههای رایج شامل magnetic resonance imaging, medical imaging, radiologic imaging است.
چه واژههایی با MRI میآیند؟
معمولاً با conduct an MRI, MRI results, MRI scan, MRI machine, undergo an MRI همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از MRI چیست؟
Confused with 'CT scan'. Mistakenly referred to as 'an MRI scan' instead of 'an MRI'.
MRI چطور تلفظ میشود؟
US: //ˌɛm.ɑrˈaɪ//, UK: //ˌɛm.ɑːrˈaɪ//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از MRI استفاده کنم؟
عمدتاً در زمینههای پزشکی استفاده میشود. مگر اینکه در مورد مسائل سلامتی صحبت میکنید، از استفاده در مکالمات روزمره خودداری کنید. اطمینان حاصل کنید که مخاطب اصطلاحات پزشکی را درک میکند.

