معنی به فارسی

2K

وزیدن

UK//bluː//US//blu//

معنی Blew

Past tense of blow; to have moved air forcefully.

زمان گذشته وزیدن؛ به معنای حرکت دادن هوا به طور قوی.

In simple words: Made a sound or moved air

صدایی ایجاد کرد یا هوایی را حرکت داد

Blew در یک جمله

  • She blew out the candles on her cake.او شمع‌های کیک‌اش را فوت کرد.
  • The wind blew fiercely all night long.باد تمام شب به شدت وزید.
  • He blew a kiss to his partner from across the room.او از آن طرف اتاق بوسه‌ای به شریکش فرستاد.
  • The whistle blew, signaling the end of the game.سوت به صدا درآمد و پایان بازی را اعلام کرد.
  • The leaves blew across the pavement in the autumn wind.برگ‌ها در باد پاییزی بر روی پیاده‌رو وزیدند.

چطور از Blew استفاده کنیم

Used to describe the action of air moving or making a sound. Commonly used in descriptions of weather or actions involving breath.

برای توصیف عمل حرکت هوا یا ایجاد صدا استفاده می‌شود. معمولاً در توصیف وضعیت آب و هوا یا اقداماتی که شامل نفس کشیدن است، به کار می‌رود.

Grammar pattern

blew + object

Memory hint

Imagine a balloon 'blew' up and went flying away in the wind.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Blew

  • blew the whistle
  • blew a kiss
  • blew out candles

Synonyms for Blew

  • exhaled
  • wafted
  • gushed

Opposites of Blew

  • sucked
  • held

Common mistakes with Blew

  • Confused with 'blue' (color) due to similar sound.
  • Used in the present tense instead of past ('blow' instead of 'blew').

Blew appears in

Blew به زبان‌های دیگر

More words like Blew

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Blew جمله با
  • Blew معنی
  • Blew یعنی چه
  • Blew به فارسی
  • Blew تلفظ
  • Blew جمله برای
  • Blew به انگلیسی
  • ترجمه Blew

پرسش‌های پرتکرار درباره Blew

Blew یعنی چه؟

صدایی ایجاد کرد یا هوایی را حرکت داد

معنی Blew به فارسی چیست؟

صدایی ایجاد کرد یا هوایی را حرکت داد

تعریف Blew چیست؟

زمان گذشته وزیدن؛ به معنای حرکت دادن هوا به طور قوی.

چطور از Blew در یک جمله استفاده کنیم؟

She blew out the candles on her cake.

می‌توانی مثال دیگری از Blew بزنی؟

The wind blew fiercely all night long.

مترادف‌های Blew چیست؟

گزینه‌های رایج شامل exhaled, wafted, gushed است.

متضاد Blew چیست؟

معناهای مخالف شامل sucked, held است.

چه واژه‌هایی با Blew می‌آیند؟

معمولاً با blew the whistle, blew a kiss, blew out candles همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Blew چیست؟

Confused with 'blue' (color) due to similar sound. Used in the present tense instead of past ('blow' instead of 'blew').

Blew چطور تلفظ می‌شود؟

US: //blu//, UK: //bluː//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Blew استفاده کنم؟

برای توصیف عمل حرکت هوا یا ایجاد صدا استفاده می‌شود. معمولاً در توصیف وضعیت آب و هوا یا اقداماتی که شامل نفس کشیدن است، به کار می‌رود.